عبارت – مارال نژادآذر: امروز روز جهانی جمعیت است. روزی که فرصتی است برای بررسی تأثیر جمعیت بر توسعه کشورها و اهمیتِ فرزنداوری برای قدرت نرم ممالک. روزی که البته در ایران جسم گرفته نمیشود چون وضعیت رشد جمعیت وخیم است و دیگر خبری از خانوادههای پرجمعیت نیست.
این مسئله به یکی از بزرگترین چالشهای جمهوری اسلامی ایران در آستانهی ۵۰ سالهگی بدل شده است.
ایران در حالی به میانه دهه ۱۴۰۰ رسیده که کارشناسان جمعیتشناسی از ورود کشور به مرحلهای حساس در ساختار جمعیتی خبر میدهند؛ مرحلهای که کاهش مستمر زادوولد، افزایش سن جمعیت و کوچک شدن نسل جوان، میتواند در دهههای آینده پیامدهای گستردهای برای اقتصاد، سیاست و امنیت اجتماعی کشور به همراه داشته باشد.
بر اساس تازهترین برآوردهای آماری، جمعیت ایران اکنون حدود ۸۷ میلیون نفر است، اما آهنگ رشد جمعیت نسبت به دو دهه گذشته به شکل محسوسی کاهش یافته است. نرخ رشد جمعیت که در دهههای گذشته بیش از یک درصد بود، اکنون به کمتر از یک درصد رسیده و نرخ باروری نیز پایینتر از سطح جانشینی (حدود ۲.۱ فرزند برای هر زن) قرار دارد؛ موضوعی که به گفته جمعیتشناسان، در صورت تداوم، به سالخوردگی سریع جمعیت منجر خواهد شد.
آمارهای رسمی نشان میدهد تعداد موالید ثبتشده در سالهای اخیر روندی نزولی داشته است. بسیاری از کارشناسان معتقدند افزایش هزینههای زندگی، تورم، دشواری تأمین مسکن، نااطمینانی نسبت به آینده اقتصادی، تغییر سبک زندگی، افزایش سن ازدواج و کاهش تمایل به فرزندآوری از مهمترین عوامل افت نرخ زادوولد در کشور هستند.
در همین حال، برخی مسئولان حوزه جمعیت هشدار دادهاند که اگر این روند ادامه یابد، رشد طبیعی جمعیت ایران طی سالهای آینده به صفر نزدیک خواهد شد و کشور وارد مرحله کاهش جمعیت میشود.
کارشناسان اقتصادی معتقدند کاهش جمعیت جوان، نخستین اثر خود را بر بازار کار خواهد گذاشت. با کاهش تعداد افراد در سن اشتغال، صنایع و بخشهای تولیدی با کمبود نیروی انسانی مواجه میشوند و نسبت بازنشستگان به شاغلان افزایش مییابد.
این وضعیت فشار بیشتری بر صندوقهای بازنشستگی، نظام بیمه و بودجه عمومی کشور وارد میکند. همچنین کاهش جمعیت فعال میتواند رشد اقتصادی، سرمایهگذاری و بهرهوری را تحت تأثیر قرار دهد و توان رقابتی اقتصاد ایران را کاهش دهد.
جمعیت یکی از مؤلفههای مهم قدرت ملی محسوب میشود. کارشناسان روابط بینالملل معتقدند جمعیت جوان، سرمایهای راهبردی برای توسعه اقتصادی، قدرت دفاعی، نوآوری علمی و نفوذ منطقهای کشورهاست.
از نگاه آنان، کاهش جمعیت در بلندمدت میتواند ظرفیت ایران برای تأمین نیروی متخصص، توسعه فناوری، افزایش تولید و حتی حضور مؤثر در معادلات منطقهای را محدود کند. البته بسیاری از پژوهشگران تأکید میکنند که صرف جمعیت بیشتر بهتنهایی قدرت ایجاد نمیکند و کیفیت آموزش، سلامت، بهرهوری و حکمرانی نیز نقش تعیینکنندهای دارند.
سالخورده شدن جمعیت، تغییرات گستردهای در ساختار خانواده و جامعه ایجاد میکند. افزایش تعداد سالمندان، نیاز به خدمات درمانی و مراقبتی را بیشتر خواهد کرد و هزینههای نظام سلامت را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، کوچکتر شدن خانوادهها، کاهش جمعیت دانشآموزی، تغییر الگوی مصرف، کاهش پویایی اجتماعی و تغییر ترکیب بازار مسکن از دیگر پیامدهایی است که جمعیتشناسان درباره آن هشدار میدهند.
سیاستهای تشویقی؛ آیا کافی است؟
در سالهای اخیر دولت و مجلس با اجرای سیاستهایی مانند قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، پرداخت تسهیلات ازدواج و فرزندآوری، افزایش مرخصی زایمان و ارائه برخی مشوقهای اقتصادی تلاش کردهاند روند کاهش زادوولد را متوقف کنند.
با این حال، بسیاری از متخصصان معتقدند موفقیت این سیاستها در گرو بهبود شرایط اقتصادی، ایجاد اشتغال پایدار، کنترل تورم، افزایش امنیت شغلی، تسهیل دسترسی به مسکن و ارتقای امید به آینده است. به باور آنان، بدون رفع این موانع، مشوقهای مالی به تنهایی نمیتوانند تغییر چشمگیری در رفتار باروری خانوادهها ایجاد کنند.
ایران امروز در نقطهای قرار گرفته که تصمیمهای جمعیتی آن، آثار خود را نه در کوتاهمدت، بلکه در چند دهه آینده نشان خواهد داد. روند کاهش زادوولد و افزایش سالمندی جمعیت، از دید بسیاری از کارشناسان یک چالش راهبردی برای آینده کشور به شمار میرود؛ چالشی که مدیریت آن نیازمند مجموعهای از سیاستهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حمایتی است.
در عین حال، درباره میزان و شدت پیامدهای این روند اجماع کامل وجود ندارد و برخی پژوهشگران تأکید میکنند که کیفیت سرمایه انسانی، بهرهوری، فناوری و سیاستگذاری میتواند بخشی از آثار کاهش جمعیت را جبران کند. از این رو، آینده جمعیتی ایران بیش از هر چیز به موفقیت سیاستهای توسعهای و توان کشور در ایجاد انگیزه برای تشکیل خانواده و فرزندآوری وابسته خواهد بود.








