در حاشیه سخنرانی عجیب بهرام عین‌اللهی در مراسم روز داروسازی؛

نام «وزارت بهداشت» را به «وزارت بایدها و ضرورت‌ها» تغییر دهید 

لید تستی

یادداشت سردبیر – عالین نجاتی: وزیر بهداشت، بر ضرورت افزایش ظرفیت تولید دارو در کشور و توجه به صادرات تاکید کرد.

جمله بالا برای اکثر مردم ایران آشناست و قابلیت استفاده برای تمامی حوزه‌های حکمرانی را نیز دارد. کافی است به جای کلمه بهداشت، ارشاد بگذارید و به‌جای واژه‌ی دارو، کتاب، یا به جای بهداشت، صمت بگذارید و به جای دارو، صنعتی. آنوقت است که همزمان با مشکل کمبود دارو، گرانی کتاب و رکود صنعت هم حل خواهد شد، به‌همین سادگی!

نکته جالب دیگر این است که وزیر بهداشت بر ضرورت افزایش تولید دارو تأکید می‌کند! تا آنجایی که عقل ما قد می‌دهد وزیر بهداشت مسئول این کار است نه ناظر و منتقد. کسی باید بر ضرورت چیزی تأکید کند که در جایگاه بررسی و نقد باشد، نه مجری.

ایشان در ادامه فرموده‌اند‌: “واحد بازرسی سازمان غذا و دارو باید فعال باشد و نباید یک داروی ضد سرطان را به چند برابر قیمت به دست بیمار برسد.”

عجب! به احتمال زیاد آقای عین اللهی همان روش رئیس‌جمهور را در پیش گرفته‌اند که به گرانی و فقر و فساد دستور ریشه‌کن شدن دادند و آنها هم سراپا گوش شدند و فوری خویشتن را از ریشه کندند. نتیجه‌ این نوع مدیریت را  امروز به‌روشنی می‌بینیم، آنچنانکه به گفته سخنگوی دولت؛ گرانی، به گفته وزیر کار؛ فقر مطلق و به گفته معاون اول رئیس جمهور؛ فساد ازمیان رفته یا خیلی کم شده است و ناگفته پیداست که این‌ها همه از صدقه سر دولت ابراهیم است.

وزیر بهداشت طوری واحد بازرسی سازمان غذا و دارو را خطاب قرار می‌دهند که انگار این واحد در نیکاراگوئه یا لائوس قرار دارد. بنده‌ی خدا! این حرف‌ها را نباید پشت تریبون گفت، جایش در جلسات خصوصی است. دو سال از عمر دولت گذشته و تازه وزیر یادش افتاده فلان جا که از قضا با جان و مال مردم ارتباط مستقیم دارد، فعال نیست! به نظرم روحانی و خاتمی و بازرگان و حتی هویدا باید پاسخگوی این تعلل باشند.

آقای وزیر که در مراسم روز داروسازی سخن می‌گفتند، در ادامه فرمودند: بسیاری از کشورهای جهان از ما درخواست دارو دارند و ما می‌توانیم در صادرات دارو بسیار موفق عمل کنیم.

ایشان درحالی به این مسئله اشاره کرده‌اند که مردم ایران دربه‌در دنبال دارو می‌گردند و کمرشان زیر بار گرانی دوا درحال له شدن است. مدام اخباری از تجمع بیماران خاص منتشر می‌شود یا شهروند خبرنگارانی که از کمبود و گرانی دارو جانشان به لب رسیده، به اینها انتقادات نمایندگان مجلس و اخطارهایشان را هم اضافه کنید. اما هنوز معلوم نیست چطور کشوری که در توزیع و تهیه دارو برای مردم خودش عاجز است و روزی نیست که خبری از درد و رنج بیماران منتشر نشود با کدام منطق به دنبال صادرات دارو و جبران کمبودهای بین‌المللی است؟

از دیگر فرمایشات گهربار وزیر بهداشت می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

▪️آیا توان ما برای تولید دارو همین است یا خیر، که باید بگویم ظرفیت تولید دارو در کشور خیلی بیشتر از وضعیت موجود است.

▪️پُل محکم در بازار دارو با تولید فراهم می‌شود و باید حتماً روی افزایش ظرفیت تولید برنامه ریزی کرد.

▪️برنامه درسی دانشکده‌های داروسازی دچار نقص است و باید دوره‌های عملی تولیدی داشته باشند و اجبار شود.

▪️دانشکده داروسازی بدون تولید به درد نمی‌خورد و باید نقشی در تولید داشته باشد.

▪️پخش دارو باید الکترونیکی شود و توزیع دارو باید بیشتر رصد شود.

البته آنچه در بالا آمده مشتی است نمونه خروار. اگر در نقل قول‌های فوق دقیق شوید میان همه‌ی آنها یک نقطه اشتراک وجود دارد و آنهم قید «باید» است. وزیر بهداشت در این سخنرانی کوتاه بیش از ۲۰ بار از قید  «باید» استفاده کرده‌اند، به طوریکه اگر این واژه را از سخنرانی ایشان حذف کنیم، کل مجموعه فرو می‌پاشد. البته این مخصوص دولت ابراهیم نیست و در دولت‌های حسن و محمود و محمد هم سابقه دارد. به طور کلی قید «باید» از محبوب‌ترین کلمات دایره لغات مسئولان جمهوری اسلامی است. زیرا مسئولیت را از گردن آنها بازکرده و ایشان را در جایگاه منورالفکرانی قرار می‌دهد که خیلی دقیق از بایدها و نبایدها خبر دارند، اما در اینجا واژه‌ی  «مسئولیت» به قرینه معنوی حذف شده و اگر نام وزیر بهداشت را از خبر حذف کرده و آن را به مخاطب نشان دهید، خواهند گفت این حرفها ما رئیس کمیسیون بهداشت مجلس یا منتقد یک مجله‌ی پزشکی است. بعید است کسی حدس بزند متمنی این بایدها خود مسئول پیاده کردن آنهاست.

حقیقت تلخ این است که مسئولان در جمهوری اسلامی مسئول باید و نباید های ما هستند، بدون اینکه خودشان به چیزی مقید شوند. در این دایره‌ی معرفتی ما حیواناتی زبان نفهم هستیم که خیر و شر را از هم تمیز نمی‌دهیم و باید کسی باشد که به ما بگوید باید چه کنیم و نباید چه کنیم. خدا را شکر که شما هستید وگرنه معلوم نبود ما در این اقیانوس نادانی به کدام حلقه نجات بیاویزم.

 

 

مطالب مرتبط

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x