عبارت – گروه جامعه: آتشسوزی جنگلهای هیرکانی الیت در مرزنآباد چالوس موجب اندوه و نگرانی فراوان مردم در اقصی نقاط کشور شد.
اگرچه برخی معتقدند ورودی دیرهنگام به ماجرا صورت گرفت و محیطزیست و منابعطبیعی غرب استان باید سریعتر مقامات ارشد استانی و ملی را از عمق ماجرا مطلع میکردند، اما پس از ورود دکتر مهدی یونسی رستمی استاندار مازندران به حادثه تلخ آتشسوزی، روند امدادرسانی و اطفای حریق شدت و نظم گرفت، امکانات استانی، ملی و حتی بینالمللی بسیج شدند و نهایتا در نبردی دشوار و یک هفتهای آتشسوزی مهار شد.
همزمان چند نقطه جنگلی دیگر در مازندران هم نیز طعمه حریق گردید که خوشبختانه کنترل شد. اما برخی از دشمنان استاندار مازندران و دولت در استان مثل همیشه فضا را برای ترکتازی مناسب دیدند و اینبار از آتشسوزی هیرکانی کاسبی کردند.
رفتار کسانی که منتظرند تا بلایی بر سر مازندران بیاید و آن را اهرمی برای فشار به دکتر یونسی کنند، انقدر شنیع و زشت است که جای هیچ تردیدی باقی نمیگذارد که آنها برخلاف ژستی که میگیرند نهتنها به فکر مردم نیستند، بلکه مصیبت آنها را ابزاری برای کاسبی و نفرت پراکنی خود میکنند.
یونسی اگرچه در برابر این تهاجمات ناعادلانه سکوت پیشه کرده اما تاریخ قضاوت خواهد کرد چه کسی شایسته شماتت است.
از طرف دیگر دشمنان خونی استاندار نهتنها تلاشهای شبانهروزی و مدیریت بحران استانداری را ندیدند، بلکه دریغ از یک خسته نباشید گفتن به نیروهای میدانی که ۱۰ روز جان خود را کف دست گرفتند و وارد جنگل شدند تا مانع از پیشروی آتش شوند.
آیا باید زحمات آنها را نیز نادیده گرفت و برای انتقام گیری شخصی از استاندار مازندران خشک و تر را با هم سوزاند؟
استاندار مازندران که سفر از پیش برنامهریزی شده خود و هیأت همراه را به ازبکستان ملغی کرد به روشنی گفت که تازه زمانی که حتی شعلهای کوچک در جنگلهای مازندران زنده باشد، پایاش را از مملکت بیرون نخواهد گذاشت.
استانداری که میراثدار کمبودهای فراوان حوزه مدیریت بحران است، اما وعده میدهد کمبودهای ۳۰ساله را در کمترین زمان جبران کند، شایسته تقدیر است یا نفرت پراکنی؟
حیف نام آدمیزاد که بر کسانی بگذارند که از نابودی جنگلهای مازندران خوشحال شدند چون اسبابی برای انتقاد و انتقام از یونسی در اختیار آنها میگذارد. حیف نام آدمیزاد!








