عبارت – گروه ورزش: دکتر علیرضا تیموری: بخش جدید گروه رسانهای عبارت بهبهانه آغاز جام جهانی ۲۰۲۶ را میتوانید هر روز در وبسایت خبری عبارت و صفحات ما در فضای مجازی دنبال کنید
……..
کانادا ۱ – ۱ بوسنی
هزار تقلا، برای یک امتیاز
کانادا بازی را با همان انرژی تیمی شروع کرد که میخواست ثابت کند اولین امتیاز تاریخش در جام جهانی، نه یک اتفاق، که یک آغاز است. اما هرچه جلوتر رفتیم، سایهٔ موقعیتسوزی تیمی و هیکل نافرم جاناتان دیوید، مهاجم ۲۶ ساله بانویپیر، روی حملات تیم سنگینتر شد؛ مهاجمی که انگار بدنش هنوز با این سطح از فوتبال آشتی نکرده. کانادا موقعیت میساخت، میرسید، اما ضربه آخر مثل همیشه از جنس «تقریباً» بود. ۹ کرنر، ۰.۹۷ امید گل در اوپنپلی (جریان بازی) و یک تیم که میخواست، اما نمیتوانست.

بوسنی اما از همان ابتدا نشان داد که آمده تا فوتبال را روی زمین بازی نکند؛ روی هوا، روی ضربه دوم و حتی گاهی سوم. گلشان روی یک کرنر کلاسیک آرسنالی شکل گرفت: ضربه زودهنگام، فرار سریع کولاسیناچ سرزن به تیر اول برای ساییدن توپ با پشت سر و دروازهبان و مدافعی که فقط نگاه کرد تا لوکیچ اولین گل بوسنی و هرزگوین را به ثمر برساند. پشت باکس (محوطه جریمه) کانادا همیشه سه نفر بوسنیایی میایستادند؛ مثل تیمی که میداند تنها راه زنده ماندنش همین است. و وسط همهٔ این آشوب، سعاد کولاشیناچ ایستاده بود؛ پیرمردی که هنوز هم میتواند علاوه بر عبور توپ از دروازه حریفان، توپ را از روی خط دروازه خودی هم بیرون بکشد. یک بازیکن، یک نفس قدیمی و یک یادآوری، که بعضیها هنوز تمام نشدهاند.

بازی در مجموع پایاپای بود، اما نه از جنس زیبایی؛ از جنس تقلا. کانادا ۱۰۴ پاس در یکسوم پایانی داد و بوسنی فقط ۳۵ تا. امید گل بوسنی در اوپنپلی ۰.۰۲ بود؛ عددی که بیشتر شبیه یک اعتراف است تا آمار. حقیقت این بازی، درست مثل تساوی ۱-۱ روی اسکوربرد، نه برنده داشت، نه بازنده؛ فقط دو تیم که هرکدام به شکلی از نفس افتادند. کانادا اگر بعد از رسیدن به محوطه جریمه حریف، راه دروازه را پیدا نکند، در بهترین حالت در همین مرحله میماند. بوسنی هم اگر بخواهد با این «لو بلاک» (دفاع تیمی در یک سوم انتهایی زمین) در برابر سوئیس دوام بیاورد، احتمالاً خیلی زود میفهمد که جام جهانی، حداقل برای تیم شصتوچهارم ردهبندی فیفا جای قمار نیست!
آمریکا ۴ – ۱ پاراگوئه
شبی که کالیفرنیا رقصید؛ لسآنجلِس برق زد!
در حالی که بامداد امروز کالیفرنیا میزبان اساطیر سینمایی هالیوود مثل تام کروز و راین رینولدز بود، آمریکا بازی را با سرعتی شروع کرد که بیشتر شبیه سکانس افتتاحیه یک فیلم اکشن بود تا یک مسابقه فوتبال. وینگر (بال) چپشان مثل جرقهای که روی بنزین بیفتد، خط دفاع سرتاسر بینظمی پاراگوئه را شکافت، توپ را به داخل فرستاد و اشتباه مدافع، گل اول را ساخت؛ یک گل بخودی، اما با امضای آمریکا. بعد نوبت بالوگان بود؛ مهاجمی که انگار آمده بود ثابت کند فصل درخشانش در موناکو تصادف نبود. دو گل، هر دو در جریان بازی، هر دو با همان خونسردی مهاجمی که میداند آیندهاش شاید دیگر در فرانسه نباشد. نیمه اول ۳–۰ تمام شد؛ بهترین نیمه تاریخ فوتبال آمریکا در جامهای جهانی. لسآنجلِس با هفتاد هزار نفر، بیشتر شبیه یک استادیوم نبود؛ شبیه یک موتور جت بود که روی هر حمله آمریکا غرش میکرد. همچون یک خشم حماسی، علیه پاراگوئهی بیدفاع!

لحظهای در نیمه دوم دیدیم که از جنس فوتبال نبود؛ از جنس ورقخوردن برگی جدید از تاریخ بود. برخورد تیم ریم (امریکا) و میگل المیرون (پاراگوئه)، خطایی که داور اول به سود پاراگوئه گرفت، اما VAR برگشت و با توضیح Mistaken Identity — «تشخیص اشتباه هویتی» — کارت زرد را از جیبش بیرون آورد و به علت تلاش برای فریب داور بهوسیله شبیهسازی، به المیرون داد، نه کاپیتان آمریکا. اولین بار در تاریخ فوتبال. و دقایقی بعد، گل چهارم… جیو رینا، پسر کلودیو رینا، از گوشه باکس، با امید گل ۰.۰۸، با یک ضربه تریوِلا (ضربه با بیرون پا) توپ را مثل یک امضا در بیانیه لسآنجلِس، در مقابل دیدگان مارکو روبیو، وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی رئیسجمهور ایالات متحده، اما این بار نه روی کاغذ، بلکه در آسمان رها کرد.

وسط این نمایش، کریستین پولیشیچ، وینگر ۲۷ ساله آ.ث.میلان ایتالیا، با چهار دریبل موفق، یک پاس گل حیاتی و هفتاد درصد دوئلهای برده، همان وینگری بود که مائوریتزیو پوچتینو میخواهد: رو به جلو، بیرحم و اولین سرباز پرس از بالا!
و درست همینجا بود که یک فکر آشنا از ذهن فوتبالیهای ایرانی رد شد: اگر ستارهٔ اقبال تیم ملی بالاخره در جام ۴۸ تیمی روشن شود و بهعنوان تیم دوم صعود کنیم و اگر آمریکا هم آنطرف جدول در گروهش دوم شود، سرمربی خوشپوش تیم ملی باید از همین حالا فکر کند برای بازی یکشانزدهم نهایی کدام ساعتش را ست کند؟! شاید تنها چیزی که بتواند سرعت بالوگان، خلاقیت پولیشیچ، نفوذهای سرجینیو دست، پاسهای خطشکن کریس ریچاردز و تریولای رینا را متوقف کند، انعکاس نور همان رولکسی باشد که این روزها بیشتر از تاکتیکهای تیم ملی دربارهاش حرف میزنند!

پاراگوئه در تمام ۹۰ دقیقه حتی یک نفوذ موفق نداشت. فقط ۱۷ پاس در یکسوم پایانی، در مقابل ۱۴۴ پاس آمریکا. تیمی که آمده بود زنده بماند، نه بجنگد. اما آمریکا… تیم پسرهای پدرهای بزرگ: رینا، برهالتر، تیموتی وهآ؛ پسرانی که هرکدام سایهٔ یک نام بزرگ را روی شانهشان حمل میکنند و دیشب نشان دادند که میتوانند از زیر آن سایه بیرون بیایند. این بازی فقط یک برد نبود؛ پرگلترین برد تاریخ آمریکا در جام جهانی بود و شروعی که پوچتینو را از یک مربی تازهوارد در پیکارهای ملی، به یک قهرمان احتمالی برای ایالات متحده تبدیل کرد. خیز برای جانشینی اسکالونی در آرژانتین؟ خواهیم دید چه خواهد شد!

آمریکا اگر همینطور ادامه بدهد، صدرنشینیاش در گروه فقط یک احتمال نیست؛ یک مسیر قابل پیشبینی است. پاراگوئه اما اگر نتواند از این لاک دفاعی، آنهم همینقدر ناکارآمد، بیرون بیاید، جام برایش خیلی زود تمام میشود. حتی زودتر از آنکه بفهمد چه شد.








