عبارت – گروه جامعه: ۱۲ شهریور، چهل و پنجمین زادروز دکتر مهدی عبوری است. بعضی مدیران را نمیتوان تنها با عنوان و سمتشان شناخت. نام آنها وقتی از روی میز ریاست برداشته میشود، باز هم در ذهن مردم باقی میماند؛ در خاطره یک شهر، در پروژههایی که ساخته شده، در تغییری که مردم آن را با چشم خود دیدهاند و در مسیری که از یک مسئولیت محلی آغاز شده و به عرصههایی رسید که امروز تعیینکننده و حساس است.
مهدی عبوری را میتوان از همین جنس مدیران دانست؛ مدیری که مسیر حرفهای خود را از عرصههای اجرایی و مدیریتی آغاز کرد، در مدیریت شهری به تجربهای مهم رسید و سپس با حضور در مجموعههای بزرگ اقتصادی کشور، فصل تازهای از کارنامه مدیریتی خود را رقم زد.
داستان او، بهنوعی داستان «عبور» است؛ عبور از مسئولیتهای اجرایی به مدیریتهای کلانتر، عبور از دالان حسادت و آزار و پریدن از ارتفاع بلندپروازی، عبور از پیچیدگیهای مدیریت شهری به جهان اقتصاد و سرمایهگذاری و رسیدن به جایگاهی که امروز در رأس هلدینگ اهداف، یکی از مجموعههای مهم اقتصادی کشور، فعالیت میکند.
اما برای شناخت مهدی عبوری، باید ابتدا به ریشهها نگاه کرد.
او از خانوادهای با پیشینه ایثار و شهادت برخاسته است و نام پدر و برادران شهیدش، بخشی از هویت خانوادگی و معنوی او را شکل داده است. برای کسانی که او را میشناسند، این پیشینه تنها یک عنوان نیست؛ بلکه بخشی از جهانبینی و نگاه او به مسئولیت محسوب میشود. در چنین خانوادهای، مفهوم مسئولیت با مفاهیمی چون تعهد، خدمت و پاسخگویی پیوندی عمیقتر پیدا میکند.
یکی از مهمترین فصلهای کارنامه مدیریتی مهدی عبوری، به دوران فعالیت او در مدیریت شهری ساری بازمیگردد؛ دورهای که نام او با توسعه، پروژههای عمرانی و تلاش برای تغییر چهره شهر گره خورد.
مدیریت شهری، عرصهای متفاوت از بسیاری از مسئولیتهای اداری است. مردم نتیجه تصمیم مدیر را مستقیم در خیابان، میدان، پروژههای عمرانی و کیفیت زندگی خود میبینند. شاید به همین دلیل است که رابطه میان مردم و یک مدیر شهری، رابطهای واقعیتر و ملموستر است.
در ساری نیز، بخش مهمی از محبوبیت و علاقه مردم به عبوری، از همین تجربه مشترک شکل گرفته است. برای بسیاری از شهروندان، او تنها یک مدیر سابق نیست؛ نامی است که با خاطره یک دوره مدیریتی و تلاش برای توسعه شهر همراه شده است و او را در ردیف اساطیر معاصر ساری میدانند، چندانکه نامش در کنار نامهایی چون داراب، باغبان و ملکآرا تا همیشه در تاریخ این کهنشهر ماندگار شده است.
این افتخار و عشق، شاید مهمترین سرمایهای باشد که با هیچ حکم اداری و هیچ عنوان سازمانی نمیتوان به دست آورد. او از ساری عبور کرد، اما نام یاد زادگاهش را همواره در قلب خود نگاه داشت.
کارنامه عبوری، مسیری تدریجی از مسئولیتهای اجرایی و مدیریتی به سطوح بالاتر تصمیمگیری است. یکی از ویژگیهای مهم این مسیر، تنوع تجربههاست. مدیری که تنها در یک محیط رشد کرده باشد، معمولاً جهان مدیریت را از همان زاویه میبیند؛ اما کسی که مدیریت شهری، ساختارهای اجرایی و بنگاههای اقتصادی بزرگ را تجربه کرده، با مسائل و پیچیدگیهای متفاوتی روبهرو شده است.
حضور مهدی عبوری در هلدینگ غدیر را نیز باید یکی از مراحل مهم این مسیر دانست؛ تجربهای در یکی از بزرگترین مجموعههای اقتصادی کشور که مدیریت در مقیاس کلان، نگاه اقتصادی و توان اداره ساختارهای پیچیده را بیش از گذشته در کارنامه او برجسته کرد.
امروز نیز در هلدینگ اهداف، او در نقطهای قرار دارد که تصمیمها تنها محدود به یک شهر یا یک پروژه نیستند. اینجا سخن از مجموعههای بزرگ مالی، شرکتهای متعدد، صنایع راهبردی و سرمایههایی است که مدیریت صحیح آنها میتواند تأثیر قابل توجهی بر آینده اقتصادی یک کشور داشته باشد.
در مدیریت، همه میتوانند برنامه داشته باشند؛ اما تفاوت اصلی در توان تبدیل برنامه به عمل است. یکی از ویژگیهایی که میتوان در سبک مدیریتی عبوری برجسته دید، عملگرایی است. مدیری که تنها در جلسات و گزارشها زندگی نمیکند، بلکه تلاش میکند تصمیم را به نتیجه و ایده را به پروژه تبدیل کند.
اما عملگرایی به معنای عجله کردن نیست. مدیریت موفق، به همان اندازه که به قدرت تصمیمگیری نیاز دارد، به صبر راهبردی نیز وابسته است. گاهی یک تصمیم باید سریع گرفته شود و گاهی باید صبر کرد تا شرایط، اطلاعات و زمان مناسب فراهم شود. این ترکیب، یعنی جسارت در تصمیم و صبر در مسیر، یکی از ویژگیهای مهم مدیریت در ساختارهای پیچیده است، که عبوری کاملا از آن برخوردار است.
اگر IQ را توان تحلیل، حل مسئله و درک پیچیدگیها بدانیم و EQ را توانایی شناخت انسانها، ارتباط مؤثر و مدیریت روابط، یک مدیر موفق به هر دو نیاز دارد. در مورد مهدی عبوری نیز، آنچه در سبک مدیریتی او برجسته به نظر میرسد، تلفیق قدرت تحلیل و هوش مدیریتی با توان ارتباط انسانی است. یک مدیر ممکن است بتواند مسئله را حل کند، اما اگر نتواند تیم را با خود همراه سازد، مسیر موفقیت دشوار خواهد شد. در مقابل، محبوبیت بدون قدرت تصمیم نیز برای اداره مجموعههای بزرگ کافی نیست. هنر مدیریت؛ ایجاد تعادل میان عقل و ارتباط انسانی است.
برای شناخت یک مدیر، همیشه نباید به سراغ ساختمان محل کار یا کارنامه کاری او رفت. گاهی شخصیت واقعی انسان را باید در خانهاش، در روابط اجتماعیاش و در آیینهایی دید که بخشی از باور و زندگی شخصی او هستند.
برگزاری مراسم و آیینهای محرم در منزل مهدی عبوری، تصویری دیگر از شخصیت او ارائه میدهد؛ تصویری از پیوند با سنتهای مذهبی و فرهنگی و از خانهای که در روزهای محرم، میزبان مراسم و جمعهایی با محوریت محبت اهلبیت است.
این تصویر، در کنار چهره مدیریتی و اقتصادی او، بُعد دیگری از شخصیتش را نشان میدهد؛ مدیری که در کنار جلسات اقتصادی، تصمیمهای کلان و اداره مجموعههای بزرگ، پیوند خود را با سنتها و باورهای فرهنگی حفظ کرده است.

ورود عبوری به عرصه هلدینگهای بزرگ، مرحلهای تازه در مسیر حرفهای او بود. در این مرحله، دیگر مسئله فقط مدیریت یک مجموعه اجرایی نبود؛ بلکه موضوع، اداره شرکتها، سرمایهگذاریها و ساختارهای پیچیده اقتصادی بود.
تجربه حضور در هلدینگ غدیر و سپس مدیریت در هلدینگ اهداف، کارنامه او را وارد سطح تازهای کرد. در اهداف، مدیریت داراییها و شرکتهای بزرگ، بهویژه در حوزه انرژی و پتروشیمی، نیازمند نگاهی فراتر از اداره روزمره است.
در چنین مجموعههایی، مدیر باید هم اقتصاد بداند، هم صنعت را بشناسد، هم بتواند ریسک را مدیریت کند و هم میان منافع کوتاهمدت و اهداف بلندمدت تعادل برقرار سازد.
یکی از نمونههای مهم این رویکرد، پیگیری موضوع عرضه اولیه سهام گروه پتروشیمی تابان فردا است. این اقدام را میتوان بخشی از تلاش برای افزایش شفافیت، استفاده از ظرفیت بازار سرمایه و فراهم کردن مسیرهای جدید تأمین مالی و توسعه دانست.
عرضه اولیه یک مجموعه بزرگ، تنها یک اتفاق در تقویم بورس نیست. پشت آن ماهها بررسی، تصمیمگیری، هماهنگی، مذاکره و عبور از موانع مختلف قرار دارد. تلاشهای مدیریتی برای به سرانجام رسیدن چنین فرآیندی، نشان میدهد که نگاه توسعهمحور، زمانی معنا پیدا میکند که بتوان یک ایده را از مرحله برنامه به نقطه اجرا رساند.
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به مدیرانی نیاز دارد که تنها محصول ساختار اداری نباشند؛ مدیرانی که هم میدان را بشناسند و هم اتاق تصمیمگیری را.
مدیر آینده باید بتواند با مردم ارتباط برقرار کند، اما همزمان زبان اقتصاد را نیز بفهمد. باید قدرت تصمیمگیری داشته باشد، اما گرفتار شتابزدگی نشود. باید جسور باشد، اما صبر راهبردی را نیز فراموش نکند.
مدیرانی همچون مهدی عبوری، با تجربهای که از مدیریت اجرایی و شهری آغاز شده و به مدیریت مجموعههای بزرگ اقتصادی رسیده، میتوانند نمونهای از الگویی باشند که آینده دیوانسالاری ایران به آن نیاز دارد.
مدیری که هم خیابان و مسائل واقعی مردم را دیده باشد و هم پیچیدگیهای سرمایه، صنعت و اقتصاد کلان را بشناسد.
در نهایت، شاید بتوان مهدی عبوری را نه فقط با سمتهای مدیریتیاش، بلکه با مسیری که طی کرده شناخت؛ مسیری از تجربه، آزمون، مسئولیت و حرکت رو به جلو.
او از شهری برخاست که هنوز بسیاری از مردمش نام او را با خاطرات مدیریت شهری گره میزنند؛ از خانوادهای با پیشینه ایثار و شهادت؛ و در مسیر مسئولیتهایی حرکت کرد که از مدیریت اجرایی آغاز شد و به رأس مجموعههای بزرگ اقتصادی کشور رسید.
برخی مدیران، تنها صاحب یک صندلی نیستند؛ آنها صاحب یک مسیرند. مسیر ساختن، تصمیم گرفتن، صبر کردن و عبور کردن.
مهدی عبوری را نیز میتوان در همین مسیر دید؛ مدیری که تجربههای گذشته را پشت سر نگذاشته، بلکه آنها را پلهای برای رسیدن به مسئولیتهای بزرگتر کرده است.
و شاید آینده مدیریت و دیوانسالاری ایران، بیش از هر چیز، به مدیرانی نیاز داشته باشد که هم جرئت حرکت داشته باشند و هم حوصله رسیدن.








