عبارت -گروه سیاست : در ساختمان استانداری مازندران، بعضی صندلیها فقط «صندلی مدیریتی» نیستند؛ جایگاههایی هستند که میتوانند معادلات سیاسی یک استان را تغییر دهند. معاونت سیاسی، امنیتی و اجتماعی دقیقاً یکی از همین جایگاههاست که اکنون مصطفی سوادکوهی در رأس آن قرار گرفته است؛ مدیری که مسیرش از فعالیت سیاسی و حزبی تا فرمانداری ویژه آمل و حضور در مجموعه استانداری امتداد یافته و امروز به یکی از محبوب ترین و مورد اعتمادترین چهرههای مدیریتی مهدی یونسی رستمی تبدیل شده است.
مردی که قرار است سیاستهای استاندار را در حساسترین حوزههای سیاسی، اجتماعی و امنیتی مازندران به میدان اجرا ببرد.
از زمان انتصاب سوادکوهی این پرسش حالا بیش از هر زمان دیگری در محافل سیاسی مازندران شنیده میشود:
راز اعتماد یونسی به سوادکوهی چیست؟پاسخ را باید در سه کلمه جستوجو کرد: «همفهمی»، همدلی و عملگرایی
سیاستمداران و مدیران ارشد معمولاً به کسی اعتماد میکنند که علاوه بر توانایی، منطق تصمیمگیری آنها را بفهمد.سوادکوهی از این منظر برای یونسی یک چهره ناشناخته نیست.
او پیشتر در کنار استاندار حضور داشته، مدیریت فرمانداری ویژه آمل را تجربه کرده و در مأموریتهای استانی نیز مورد اعتماد قرار گرفته است. این مسیر نشان میدهد که رابطه یونسی و سوادکوهی را نمیتوان صرفاً یک رابطه اداری دانست. این یک رابطه مبتنی بر اعتماد مدیریتی و همجهتی سیاسی و فکری است.
سوادکوهی نیز در مواضع خود، حمایت جدی از رویکردها و برنامههای استاندار نشان داده و عملاً در صف مدیرانی قرار گرفته که قرار است سیاستهای یونسی را در میدان سیاسی استان پیش ببرند.
معاونت سیاسی، امنیتی و اجتماعی را میتوان اتاق فرمان سیاسی استانداری دانست.
فرمانداران زیر نظر این مجموعه فعالیت میکنند. انتخابات به این حوزه گره خورده است. احزاب و تشکلهای سیاسی با این معاونت ارتباط دارند. مسائل اجتماعی و امنیتی در همین منظومه قرار میگیرند و در بزنگاههای سیاسی، اجتماعی و امنیتی، این معاونت یکی از نخستین نقاطی است که باید وارد عمل شود.
پس وقتی سوادکوهی به این جایگاه رسیده، در واقع مسئولیت مدیریت یکی از حساسترین شبکههای مدیریتی استان را بر عهده گرفته است.
از این منظر، عنوان «فرمانده سیاسی دولت در مازندران» شاید بهترین توصیف رسانهای برای نقش جدید او باشد. فرماندهای که باید سیاستهای دولت و استاندار را از ساختمان استانداری به شهرستانها منتقل کند.
اما چرا سوادکوهی؟ پاسخ این سؤال را باید در گذشته سیاسی و مدیریتی او جستوجو کرد. سوادکوهی از مدیرانی نیست که سیاست را تنها در اتاق جلسات تجربه کرده باشد. فعالیت حزبی، حضور در ساختارهای مرتبط با احزاب و تشکلها، ریاست خانه احزاب مازندران و تجربه فعالیت در سطح ملی، به او شناختی از فضای سیاسی داده است که برای یک معاون سیاسی ضروری است.
اما نقطه قوت مهمتر او اینجاست: او سیاست را با مدیریت اجرایی ترکیب کرده است.
این همان چیزی است که معاون سیاسی نیاز دارد. نه یک سیاستمدار صرف؛ نه یک مدیر اداری صرف؛
بلکه مدیری که بتواند میان سیاست و اجرا پل بزند.
فرمانداری ویژه آمل برای سوادکوهی فقط یک حکم مدیریتی نبود؛ یک آزمون بزرگ بود. آمل یکی از شهرستانهای مهم و اثرگذار مازندران است و مدیریت آن نیازمند شناخت دقیق از مسائل اقتصادی، اجتماعی، شهری، روستایی و سیاسی است. سوادکوهی در آنجا تلاش کرد مدیریت را از پشت میز به میدان مردم ببرد.
تأکید بر رضایت مردم، تکریم اربابرجوع، پیگیری مسائل شهرستان و حل مشکلات، بخش مهمی از ادبیات مدیریتی او را شکل داد.
این تجربه، بعدها یک پیام روشن برای استاندار داشت: سوادکوهی فقط حرف سیاسی نمیزند؛ میتواند مدیریت کند. و شاید همین نقطه، یکی از مهمترین دلایل اعتماد یونسی به او باشد.
سوادکوهی را میتوان در زمره مدیرانی قرار داد که تلاش میکنند مسئله را به جای انتقال، حل کنند.
این تفاوت کوچکی نیست. در مدیریت سنتی، بسیاری از مسائل از یک اتاق به اتاق دیگر منتقل میشوند.
اما مدیریت میدانی یعنی مدیر خودش را در برابر مسئله مسئول بداند. این رویکرد در فرمانداری آمل نیز در تأکید بر رضایتمندی مردم و ارتباط با بدنه جامعه قابل مشاهده بود.
اکنون آزمون بزرگتر سوادکوهی در معاونت سیاسی است: آیا همین مدل را میتوان در مقیاس ۲۲ شهرستان مازندران اجرا کرد؟ حالا او نشان داده: پاسخ مثبت است و سوادکوهی نشان داده میتواند یکی از اثرگذارترین مدیران سیاسی استان در دوره مدیریت یونسی باشد.
برگ برنده سوادکوهی؛ اخلاق
در سیاست، اخلاق گاهی دستکم گرفته میشود؛ اما در مدیریت سیاسی استان، یک سرمایه حیاتی است. مدیری که با مردم، مدیران، فعالان سیاسی و حتی منتقدان با ادبیات محترمانه رفتار کند، امکان بیشتری برای ایجاد گفتوگو و کاهش تنش دارد. تصویری که از سوادکوهی در تجربههای مدیریتی او ارائه شده، تصویری از مدیری خوشاخلاق، مردمدار و اهل تعامل است.
اما نکته مهم این است: اخلاق به معنای ضعف نیست. مدیر سیاسی باید بتواند همزمان اخلاقمدار و مقتدر باشد. سوادکوهی نشان داد میتواند این دو ویژگی را در معاونت سیاسی کنار هم نگه دارد.
یکی از نقاط عطف کارنامه سوادکوهی، مسئولیتی بود که در جریان سفر رئیسجمهور و هیئت دولت به مازندران به او سپرده شد. استاندار، سوادکوهی را به عنوان رئیس ستاد هماهنگی سفر هیئت دولت به استان منصوب کرد.
این انتخاب را نباید دستکم گرفت. سفر رئیسجمهور یعنی هماهنگی دهها دستگاه، فرمانداریها، مجموعههای امنیتی و انتظامی، دستگاههای خدماتی، رسانهها و نهادهای مختلف. کوچکترین ناهماهنگی میتواند تصویر کل مدیریت استان را تحت تأثیر قرار دهد.
بنابراین سپردن چنین مأموریتی به سوادکوهی، نشانهای روشن از اعتماد عملی استاندار به توان هماهنگی و مدیریت او بود. ماموریتی که با رضایت شخص رئیسجمهور همراه شد و البته چهرهی او نزد دکتر یونسی و مدیران استانی را تقویت کرد
استانداری را میتوان به یک کشتی بزرگ تشبیه کرد. استاندار ناخدای آن است؛ اما در شرایط سیاسی و اجتماعی، معاون سیاسی یکی از مهمترین افسرانی است که باید مسیر را برای حرکت این کشتی هموار کند. اگر این بخش دچار ضعف شود، اختلاف میان دستگاهها، فرمانداران، جریانهای سیاسی و بدنه اجتماعی میتواند افزایش پیدا کند.
به همین دلیل، انتخاب معاون سیاسی مسئلهای فراتر از انتصاب یک مدیر است. این انتخاب، بخشی از آینده سیاسی دولت در استان را تعیین میکند. از این زاویه، انتخاب سوادکوهی را میتوان یک انتخاب استراتژیک دانست.
یکی از ویژگیهای مهم سوادکوهی، همراهی جدی با استاندار است. در فضای سیاسی امروز، تیم مدیریتی زمانی میتواند موفق باشد که اعضای آن در اهداف کلان دچار چندصدایی نباشند. سوادکوهی در این زمینه یک مزیت مهم برای یونسی محسوب میشود.
او نهتنها در ساختار مدیریتی استانداری حضور دارد، بلکه در مواضع خود از رویکردهای استاندار حمایت کرده و در عمل نیز بخشی از مأموریتهای کلیدی او را دنبال کرده است. این یعنی استاندار در معاونت سیاسی، مدیری دارد که میتواند سیاستهای او را بدون فاصله زیاد میان تصمیم و اجرا دنبال کند.
یکی از مهمترین چالشهای پیش روی سوادکوهی، مدیریت همزمان دو میدان متفاوت است: او باید فرمانداران را هماهنگ کند و در عین حال با احزاب و تشکلهای سیاسی تعامل داشته باشد. باید مسائل امنیتی را جدی بگیرد و همزمان سرمایه اجتماعی را حفظ کند. باید اقتدار دولت را نشان دهد، اما درهای گفتوگو را نبندد. این همان جایی است که تجربه سیاسی و اجرایی او میتواند تبدیل به مزیت شود.
مازندران اکنون وارد مرحلهای شده که نیازمند مدیریت سیاسی هوشمند، آرام و در عین حال مقتدر است.
استانی با تنوع سیاسی و اجتماعی بالا، به مدیری نیاز دارد که بتواند میان جریانهای مختلف ارتباط برقرار کند.
سوادکوهی اکنون در همین نقطه ایستاده است. اعتماد استاندار پشت سر اوست. سابقه سیاسی و حزبی را با خود دارد. تجربه فرمانداری را پشت سر گذاشته است. مدیریت ستاد سفر هیئت دولت را تجربه کرده است و اکنون یکی از مهمترین معاونتهای استانداری را در اختیار دارد.
اما از اینجا به بعد، دیگر رزومه تعیینکننده نیست؛ عملکرد تعیینکننده است.
انتصاب سوادکوهی را میتوان یک پیام روشن از سوی استاندار مازندران دانست: دولت در مازندران میخواهد معاون سیاسیاش مدیری باشد که هم سیاست را بفهمد و هم اجرا را بلد باشد و شاید به همین دلیل است که نام مصطفی سوادکوهی این روزها بیش از گذشته در معادلات سیاسی استان شنیده میشود.
اما اگر سوادکوهی بتواند در ماهها و سالهای آینده همان اعتماد را به عملکرد تبدیل کند، شاید این عنوان غیررسمی، بیش از یک تیتر رسانهای معنا پیدا کند.
او از یک سو فرمانده سیاسی دولت در مازندران است و از سوی دیگر، یکی از مهمترین بازوهای اجرایی استاندار.
اکنون یک چیز روشن است:
معاونت سیاسی مازندران دیگر صرفاً یک معاونت نیست؛ یکی از مهمترین میدانهای قدرت، سیاست و تصمیمسازی استان است و مصطفی سوادکوهی حالا در مرکز این میدان ایستاده است.








