دکتر مهدی یونسی رستمی استاندار مازندران در ۱۵ ماه گذشته موفقیتهای فراوانی در کارنامه کاری خود داشته که دلیل اصلی محبوبیتاش در میان افکارعمومی و عشق مردم به اوست.
از شگفتیهای عمرانی تا صراحت و شجاعت در تصمیمگیری، از جذب بیسابقه سرمایه تا رویکرد علمی و آیندهنگر، از پرهیزِ سیاستبازی و جایگزینی آن با عملگرایی تا رویکرد مدارامحور اجتماعی تنها بخشی از پازل بزرگ دستاوردهای مردی است که به عشق رئیسجمهور و مردم، اقدام به قبول مسئولیتی کرد که نهتنها فایدهای مالی و سیاسی برایش نداشت، بلکه دقیقا برعکس، او را در میان دریایی از مشکلات و دشواریها، آنهم در حساسترین ایام ایران پس از انقلاب قرار داد.
یونسی اما علیرغم تمامی این مصائب در میدان ماند و بر عهدی که با مردم بسته بود پا پس نکشید.
اما بزرگترین دستاورد این جراح چیرهدست، بیرون کشیدن گرگهای فاسد از لانههای تنگ و تاریکشان بود. او با شجاعت تمام در برابر هجمهی بیسابقه توهین و تهدید ایستاد و هرگز در برابر چنگ و دندان نشان دادن افراد معلومالحال خم به ابرو نیاورد.
یونسی نشان داد که میتوان در برابر باجگیری برخی از مثلا تلکهبگیران رسانهای ایستادگی کرد و به جامعه نشان داد که وقتی طلا پاک باشد، قرار نیست منت خاک را بکشد.
زوزههای پیاپی گرگهای گرسنه نشانهی روشنی از شکست تمامعیار نقشه آنها برای زمینگیر کردن یونسی بود و اکنون که تمام تیرهایشان به سنگ خورده به سراغ کاسبی از جانباختگان وقایع تلخ دیماه امسال برای تخریب دکتر یونسی رفتهاند.
مردی که در آن ۱۵ روز حساس هرچه در توان داشت بهکار گرفت تا آسیب کمتری به مردم برسد و این قائله با حداقل هزینه برای ملت به پایان برسد، حالا باید پاسخگوی کسانی باشد که با مکیدن زالووار خون مردم برای خود ثروتی دستوپا کردهاند و یکی از دلایل اصلی نارضایتیهای فعلی هستند.
نفوذهایی که دارایی استاندار را زیر سؤال میبرند اما وقتی نوبت به تحقیق و تفحص از ریشهی داراییهای خودشان میشود خفهخون میگیرند و پشت ارباب پنهان میشوند.
رانتخواری که با لولیدن در لابیرنت فساد، بدون کمترین تخصصی، یکشبه رهِ صدساله را طی کرده و حالا فکر میکند علیآباد هم شهری است، اینباره عقدهگشایی خود را بر روی انبوهی از ویرانیهای حوادث اخیر بنا کرده تا از آب گلآلود ماهی کینهی خود را صید کند.
چه فرقی است میان شبنامهنویس معلومالحال با آن مجری وقیح شبکهی افق که پیکر جانباختگان را دستمایه طنزی سیاه کرد؟
اگر همان موقع که یونسی با شجاعت هرچه تمامتر از اولویت معیشت مردم دفاع کرد و آماج حملات تندروها قرار گرفت، به نصایح دلسوزانه او توجه میشد امروز شاید تجربهی خاطرهی تلخ دیماه ۱۴۰۴ پیشروی ما نبود.
شدت وقاحت و بیشرمی برخی از تازه بهدوران رسیدهها به جایی رسیده که نهتنها مشغول بافتن کلاهی از اعتراضات مردم برای خود هستند، بلکه کسی که طرف مردم ایستاده و از مال و آبروی خود برای خدمت به خلقالله گذشته را آماج تهمتهایی قرار میدهند که خودشان بیشاز همه شایسته آن هستند.
کسی که برای این انقلاب حتی یک چَک هم نخورده و هیچ نقشی در توسعه کشور نداشته، بلکه از قِبَلِ همین انقلاب به آلاف و الوفی رسیده، حالا به کسی تهمت ضدامنیتی و کوتاهی در دفاع از مردم و میهن میزند که بارها در میدان نبرد جانش را همچون دیگران همسنگراناش کف دست گرفت و تا پای شهادت پیش رفت.
امثال خبرشمال روی دیگر سکه جبهه پایداری هستند، با این تفاوت که حتی شرف و شجاعت کسی مثل رسائی و ثابتی را هم ندارند و در ظاهر خود را مدافع مردم و ارزشهای اخلاقی نشان میدهند اما چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند.
حمله و توهین تلکهبگیران به هرکسی که باشد، نهتنها چیزی از اهمیت و ارزش آن فرد کم نمیکند،بلکه شأن و مرتبهی او را افزایش میدهد.
کسی که در برابر فسادهای آشکار و دخالتهای فراقانونی خانوادگی در دورهی حسن روحانی سکوت پیشه کرده و شریک دزد و رفیق قافله بود حالا نگران آینده انقلاب و شفافیت سیاسی و مالی مهدی یونسی رستمی شده است. آدمی نمیداند به این طنز تلخ بخندد یا بگرید.
سریال بیمزه مثلا انتقادات خبرشمال از استاندار مازندران بهجایی رسیده که بعید است حتی خود کارکنان این شبنامه نیز مطالب منتشر شده را بخوانند، اما بالأخره باید برای دلخوشی ارباب هرزگاهی دلقکبازی درآورد، وگرنه بیم آن میرود که مواجب قطع شود و همزمان دست حمایت از پشت برداشته شود. آنوقت است که مرد بیهنر میماند و حوضاش.
پس ادامهی این دلقکبازیها اگر هیچ فایدهای هم نداشته باشد، حداقل مفرح ذات است و برای فکاهیخوانی بد نیست.







