عبارت – گروه سیاسی: جناب آقای فؤاد ایزدی که بر سر تصاحب آنتن صداوسیما با محمدجواد لاریجانی در رقابت است به تازگی گفتهاند:“اگر افکار عمومی داخلی و خارجی را رها کنیم، دشمن میدان را در دست میگیرد”
در صحت این سخن شکی نیست، اما حق بدهید به گویندهاش شک کنیم، چراکه یکی از دلایل اصلی رویگردانی مردم و افکارعمومی از رسانههای داخلی، امثال آقای ایزدی هستند.
حضراتی که نفسشان از جای گرم بلند میشود، یک روز مردم را به لُنگ پوشیدن و نان خشک خوردن توصیه میکنند و روز دیگر از تلفات چندصد نفری آمریکاییها در صورت حمله به ایران داد سخن میرانند.
برای امثال ایزدی، رائفیپور، علمالهدی، قدیری ابیانه، محمدجواد لاریجانی و اهالی جبهه پایداری مردم تنها اعدادی روی کاغذ هستند و هروقت دلشان خواست هر نسخهای که مایل بودند را برای ملت میپیچند. مثلا میگویند اصلا گوشت قرمز ضرر دارد نخورید بهتر است. حالا که فهمیدهاند مرغ هم از سبد مردم خارج شده، پیشنهاد میدهند: مرغها هم هورمونی هستند و نخوردنشان بهتر است.
آقایانی که با اظهارات و عملکرد خود موجب ایجاد شکافهای عمیق اجتماعی و رویگردانی مردم از حاکمیت شدند، حالا در جایگاه طلبکار، دستورات تازهای صادر میکنند. کسانی که بهجای آرام کردن فضا پس از وقایع ۱۴۰۱ و همدلی با مردم مرحومه مهسا امینی را عضو کوموله و مرگ او را برنامهریزی از پیش تعیین شده میدانند با چهرویی میتوانند از وحدت و جلب افکارعمومی سخن بگویند؟
جبهه پایداری که اعضایش در جنگ ۱۲روزه به دالانهای تنگ و تاریک خویش خزیدند و درحالیکه از سنگ صدا درآمد، از آنها آهی بلند نشد، حالا پس از جنگ، مردِ میدان شدهاند و رئیسجمهوری را آماج حملات خود میکنند که در همان جنگ تا پای شهادت رفت و به اذن خداوند جانش از گزند بمباران اسرائیل نجات یافت.
درحالیکه ملت درمانده و گرسنه راه خیابان را در پیش گرفتهاند آقایان بهجای آرام کردن فضا، شنیدن فریاد مردم و همدلی با آنها بازهم با زبان تهدید در برابرشان قدعلم میکنند و اُردهای ناشتا میدهند.
یکروز رفع فیلتر کننده را همدست دشمن مینامند و در برابر درخواست اکثریت ملت برای آزادی در فضای مجازی شاخ و شانه میکشند و روز دیگر معلوم میشود خودشان خط سفید دارند.
اگر جبهه پایداری و شکست خوردگان همیشگی در انتخابات یکبار بهجای تقابل راه تعامل را در پیش میگرفت و میفهمیدند که ملت حاضرند به سنگ رای بدهند، اما به آنها نه، امروز در چنین گردابی گرفتار نبودیم. اگر آقای رسائی پس از ماهها تحقیر پزشکیان تازه میفهمد او برادر شهید است نشان دهنده دُگماتیسمی نهادینه در تفکر او و همفکران اوست.
آقای ایزدی بهتر است بهجای نسخه پیچیدن برای حاکمیت و رسانهها، اول کلاه خودش را قاضی کند و به مردم ایران پاسخ دهد چرا سالها در دل کشور شیطان بزرگ زیسته و درس خوانده؟ آیا ریشهی رشتهای موردنظر آقای ایزدی را نیز مانند رشتهی دختر آقای زاکانی موش خورده که نمیتوانستند در همین کشور ادامه تحصیل دهند؟
چطور خارج رفتن برای پسر عارف و ظریف حرام است، اما برای فرزندان آقای زاکانی و خانم خزعلی از شیر مادر حلالتر است؟
اگر امثال آقای ایزدی دست از سر افکارعمومی بردارند و اجازه دهند جامعهی تحول یافتهی ایران کمی نفس بکشد، آنوقت هیچکسی چشم طمع به این سرزمین نخواهد داشت و ملت نیز اخبار خود را بهجای ایراناینترنشنال و بیبیسی از صداوسیما و کیهان دریافت میکنند.
اما چه میتوان گفت که: خود کرده را تدبیر نیست!





