حسین نجفی – دانشآموخته علوم سیاسی و معاون ادارهکل اجتماعی استانداری مازندران: یقین بدانید وقتی حقیقت دیر میرسد، شایعه جای آن را میگیرد.
در هر بحران نرم—از شایعه یک انتصاب تا شایعه یک درگیری—اولین روایت، حتی اگر غلط باشد، ذهنها را تسخیر میکند.
از نگاه روانشناسی سیاسی باید گفت که «در بحران، مردم نمیتوانند خلأ اطلاعاتی را تحمل کنند.» در بروکراسی و در نظام اطلاعرسانی و روابط عمومی مان، روایت رسمی معمولاً دیر میرسد ،دارای فرم بدشکل و خشک است و البته بدون چهره و بدون قصه است.
اما درباره شایعه باید گفت که؛ هم زود میرسد و هم بزک کرده و گاهی انسانی است و برای مخاطب قابل تصور، و همین کافی است تا مردم آن را باور کنند
شایعه احساس میسازد؛ روایت رسمی فقط اطلاع میدهد
در بحران، در مرحله آغازین آن، مردم اول احساس میکنند، بعد فکر میکنند. روایت غلط معمولاً ؛
– ترس یا خشم ایجاد میکند
– شخصیت دارد
– تصویر میسازد
ولیکن چنین بنظر میرسد که روایت رسمی بیاحساس است و بیچهره است و بیداستان. در نتیجه، مردم به روایتی جذب میشوند که احساسشان را جدی بگیرد، نه فقط اطلاعاتشان را.
شایعه ساده است؛ روایت رسمی پیچیده ؛
ذهن انسان در بحران دنبال «سادهترین توضیح قابلقبول» میگردد. تا کمون دقت کرده اید به این نکته جالب؛ شایعه در یک جمله جا میشود؛ ولیکن روایت رسمی در یک پاراگراف هم جا نمیشود!!!
مثلا ؛
– شایعه «فلانی که مدیر فلان جا بود، حذف شد چون با بچه های بالا درگیر شد!»
– روایت رسمی «در راستای چابکسازی ساختار و بهرهگیری از ظرفیتها… فلان و بهمان»… خب بنظر شما ، کدام بهتر پذیرفته میشود در ذهن مردم؟
بله ، دقیقا نکته همینه ؛ ساده همیشه برنده ست، حتی اگر غلط باشد
شایعه هویت میدهد؛ روایت رسمی فاصله میسازد
مردم فقط دنبال خبر نیستند؛ دنبال ایناند که بفهمند «ما کجای این ماجرا هستیم؟»
دقیقا باید گفت که شایعه «ما» و «آنها» میسازد بعبارت دیگر “نقش میدهد” ؛ مطلع، مظلوم، فریبخورده و اینکه “حس میدهد” ؛ «تو دیده شدی» . ولیکن در نقطه مقابل، روایت رسمی؛ بیطرفِ ظاهری ست و هیچکس خودش را در آن نمیبیند واز بالا به پایین است.
وقتی مردم در روایت رسمی خودشان را نمیبینند، به روایتی پناه میبرند که آنها را جدی بگیرد، حتی اگر غلط باشد !
شایعه تکرار میشود؛ روایت رسمی فقط منتشر میشود
دقت کردید ؛ شایعه در راهرو و در گروهها و یا در اتاقها و در تماسها مدام بازگو میشود! بعبارت دیگر هربار که تکرار میشود، واقعیتر بهنظر میرسد.
اما روایت رسمی، یکبار منتشر میشود و کسی آن را با هیجان برای دیگری تعریف نمیکند !! روایت غلط با دهان مردم تکثیر میشود؛روایت درست با بخشنامه
روایت رسمی معمولاً دیر شروع میشود
به این نکته باید دقت کرد که در بحران نرم، زمان و مدیریت دقایق خودش یک بازیگر است. وقتیکه ؛
– مدیران منتظر هماهنگی میمانند
– متنها چندبار ویرایش میشود
– همه میترسند «چیزی نگویند که دردسر شود»
شایعه، بدون هماهنگی، بدون ویرایش، بدون ترس، زودتر از همه میرسد.
بهرحال ، وقتی روایت رسمی بالاخره میرسد، ذهن مردم قبلاً پر شده است.
………….
☆نکته مهم؛ تمام این نکات به معنای انفعال نیست. باید مکانیسم اثرگذاری را شناخت و شناختن چنین فرآیندهایی، به تصمیم سازی ها کمک میکند







