عبارت – گروه اقتصاد: مازندران به گواه آمارهای فراوان و به استناد گزارشهای رسمی در هفته دولت، در زمرهی موفقترین استانهای ایران در حوزه رضایتمندی مردمی و تحقق اهداف کلان دولت است.
این موفقیت بدون تلاش، شجاعت و دانش مدیران کل مهم و اثرگذار استان ممکن نبود. مهندس جابر حسنزاده؛ مدیرکل راهوشهرسازی مازندران در زمره همین مدیران است.
در مدیریت اجرایی، بعضی مدیران بیشتر در اتاقها شناخته میشوند و بعضی دیگر در میدان. جابر حسنزاده، مدیرکل راه و شهرسازی مازندران، در ماههای اخیر تلاش کرده است خود را در دسته دوم تعریف کند؛ مدیری که پروژه را از روی کاغذ به کارگاه میبرد و مسئله را تا رسیدن به راهحل دنبال میکند.
راه و شهرسازی در مازندران، مسئولیت سادهای نیست. از یکسو با راههایی مواجه است که هر روز زیر بار سنگین ترافیک قرار دارند و از سوی دیگر با انبوهی از مطالبات حوزه مسکن، زمین، شهرسازی و زیرساخت دستوپنجه نرم میکند.
گردشگر پذیر بودن مازندران نیز مسئولیت این نهاد مهم را چندین برابر کرده است
در چنین شرایطی، مدیریت این دستگاه بیش از هر چیز به تجربه، شناخت قانون، قدرت مذاکره، جسارت تصمیمگیری و حضور در میدان نیاز دارد.
حسنزاده تلاش کرده است همین الگو را در مدیریت خود دنبال کند.
یکی از برجستهترین ویژگیهای مدیریتی او، حضور میدانی است. در پروژههایی که سالها با رکود و پیچیدگیهای اجرایی مواجه بودهاند، صرف صدور دستور و تشکیل جلسه کافی نیست. باید پای کار رفت، با پیمانکار صحبت کرد، مشکل منابع را شناخت، موانع حقوقی را بررسی کرد و برای هر گره، راهحل پیدا کرد.
حسنزاده به پشتوانهی استاندار مازندران موفق شد ضمن جلب اعتبارات بیسابقه، تمرکز راهوشهرسازی را از پروژههای کوچک شهری به ابرپروژههای ملی و استانی منتقل کند. ابن تغییر رویکرد بار دیگر راهوشهرسازی را در قلب سازندگی مازندران بازتعریف کرد.
در پروژههای نهضت ملی مسکن، همین رویکرد مورد تأکید قرار گرفته است. حسنزاده از احیای پروژههای نیمهتمام و خروج آنها از وضعیت رکود سخن گفت و روند اجرای برخی پروژهها حتی در اوج جنگ، تعطیلات نوروز و ماه رمضان نیز ادامه یافت.
این همان تفاوت میان مدیریت اداری و مدیریت اجرایی است؛ یکی گزارش تولید میکند و دیگری پروژه را جلو میبرد.
حوزه راه و شهرسازی، میدان قوانین و مقررات پیچیده است. زمین، مسکن، شهرسازی، بودجه، واگذاری، مولدسازی و مقررات فنی، هرکدام چارچوبهای حقوقی خاص خود را دارند. نقطه قوت یک مدیر در چنین دستگاهی فقط آشنایی با قوانین نیست؛ بلکه توان استفاده از قانون برای حل مسئله است.
در همین چارچوب، استفاده از ظرفیت مولدسازی اراضی دولتی برای تأمین منابع پروژهها مورد توجه قرار گرفته است. در گزارشهای منتشرشده، از شناسایی و عرضه اراضی مازاد و استفاده از ظرفیتهای قانونی برای تأمین مالی پروژههای عمرانی سخن گفته شده است. در واقع، قانون برای چنین مدیری فقط مجموعهای از محدودیتها نیست؛ ابزار پیدا کردن راه خروج از بنبست است.
هیچ پروژه بزرگی بدون منابع مالی به سرانجام نمیرسد. مشکل بسیاری از طرحهای عمرانی در کشور نیز دقیقاً همینجاست؛ پروژه طراحی میشود، کلنگ میخورد، اما در مسیر اجرا گرفتار کمبود اعتبار میشود. در این شرایط، یکی از نقاط قابل توجه در عملکرد حسنزاده، تلاش برای پیدا کردن منابع تازه برای پروژهها است؛ از ظرفیت مولدسازی گرفته تا منابع مرتبط با ارزش افزوده زمین و ظرفیت مسئولیت اجتماعی.
همچنین در گزارشهای منتشرشده درباره اعتبارات سفر ریاستجمهوری، پروژههای راه و شهرسازی مازندران از سهم قابل توجهی برخوردار شدهاند؛ اعتبارات و منابعی که میتواند موتور اجرای پروژههای بزرگ زیرساختی استان را روشن نگه دارد.
اینجا تفاوت مدیر پروژه و مدیر دستگاه آشکار میشود: مدیر دستگاه اعتبار موجود را توزیع میکند؛ مدیر پروژه برای پیدا کردن اعتبار میجنگد.
یکی دیگر از نقاط قوت قابل توجه، هماهنگی نزدیک با استانداری و شخص استاندار مازندران است. پروژههای بزرگ عمرانی در خلأ اجرا نمیشوند. گاه یک تصمیم استانداری، یک مجوز، یک هماهنگی بین دستگاهی یا یک مذاکره در سطح ملی میتواند ماهها از زمان اجرای یک پروژه کم کند.
گزارشهای منتشرشده نشان میدهد که در حوزه تأمین اعتبار و مولدسازی، راه و شهرسازی و استانداری در مسیر مشترکی حرکت کردهاند و خود حسنزاده نیز از نقش حمایتهای استاندار در پیشبرد این برنامهها سخن گفته است.
این هماهنگی، یک پیام مهم دارد: توسعه استان زمانی اتفاق میافتد که دستگاهها به جای جزیرهای عمل کردن، یک تیم باشند
مازندران امروز به پروژههایی نیاز دارد که فقط «شروع» نشوند، بلکه تمام شوند. پروژههایی مانند محور هراز، طرحهای مرتبط با پل سفید، آزادراهها و طرحهای بزرگ مسکن، پروژههایی نیستند که با تصمیمهای کوچک به سرانجام برسند. آنها منابع مالی، تصمیمهای حقوقی، هماهنگیهای چندلایه و جسارت مدیریتی میخواهند.
پیگیری این پروژهها نشان میدهد حسنزاده تلاش کرده است از مدیریت محافظهکارانه فاصله بگیرد و برای پروژههای بزرگ، تصمیمهای بزرگ بگیرد. در گزارشهای اخیر، از ادامه عملیات پروژههای مهم راهی و اختصاص منابع قابل توجه برای این طرحها خبر داده شده است.
اگر بخواهیم کارنامه مدیریتی حسنزاده را در یک قاب ببینیم، سه واژه بیشتر از همه برجسته میشوند: میدان، منابع و جسارت.
میدان؛ چون حضور اجرایی را جدی گرفته است.
منابع؛ چون تلاش کرده است برای پروژهها راههای تازه تأمین مالی پیدا کند.
و جسارت؛ چون با دستور و پشتوانه استاندار به سراغ پروژههایی رفته که سالها با پیچیدگی و رکود دستوپنجه نرم کردهاند.
البته قضاوت نهایی درباره عملکرد هر مدیر باید بر پایه میزان پیشرفت فیزیکی پروژهها، زمانبندی، کیفیت اجرا و هزینه تمامشده صورت گیرد. اما آنچه از گزارشهای موجود برمیآید، تصویری از مدیری است که میکوشد راه و شهرسازی مازندران را از یک دستگاه صرفاً اداری به یک موتور فعال توسعه زیرساختی تبدیل کند.








