عبارت – عالین نجاتی: رئیسجمهور به تازگی در گفتگوی رودرو با مردم که در چند قسمت از صداوسیما پخش شد به بیان آنچه بر وی و دولتش در این دو سال پرهیاهو گذشت اشاره کرد، اما در این گزارش، تنها یک استان بعنوان نمونهی موفق برونسپاری مسئولیتها مورد اشاره قرار گرفت و آن نیز مازندران بود.
دکتر مسعود پزشکیان تمامقد از تفویض اختیارات خود به استانداران دفاع کرد و برای اینکه نتیجه موفقیت این گفتمان را در مثالی روشن برای افکارعمومی آشکار کند گفت: “در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، مازندران علیرغم حضور گسترده و بیسابقه مسافران هیچ کمبودی را احساس نکرد. نه نان و آب کم آمد و نه سوخت و انرژی” و این را نتیجه درایت و توان مدیریتی مسئولان در مازندران و استفاده درست آنها از تفویض اختیارات دانست.
این اظهارات صریح مثل تیری زهرآلود به قلب دشمنان قسمخورده و بیادب یونسی نشست و نشان داد نامههای مثلا سرگشاده اما عملا گَل و گشاد، خفیف و عاجز برخی به رئیسجمهور در گلایه از استاندار مازندران نهتنها کوچکترین تأثیری بر اعتقاد و اعتماد پزشکیان به یونسی نداشته، بلکه عزم رئیسجمهور در دفاع از عملکرد استاندار مازندران را افزایش داده است.
این تمثیل و تأکید پزشکیان بر موفقیت بیچونوچرای یونسی خط بطلانی بود بر خزعبلات و خیالبافیهای اخیرِ کسانی که نان روزنامهنگاری را میخورند اما آبروی اهل قلم را میبرند. برخی که از نوشتن نام خود نیز عاجزند و اکنون به یاری هوش مصنوعی توهم «منتقد» برداشتهاند خوب است بهجای تُرهاتنویسی و قایم شدن پشت معنویات و ارزشهای دینی و انقلابی( که ازقضا خودشان کوچکترین اعتقادی بدانها ندارند و برخلاف یونسی که جانش را در جنگ ۸ساله کف دست گرفت، حتی یک سیلی برای این میهن نخوردهاند) به همان چریدن از آخُور تازه بهدوران رسیدههای رانتی مشغول باشند و خون کثیف خویش را با توهین و تحقیر خدمتگزاران به مُلک و ملت از این آلودهتر نکنند.
رفتار این دست افراد مصداق بارز پارادوکسی شبیه این است که مثلا “حزب نئونازی آلمان مدافع یهودیان آشویتس شود” یا “سارقی حرفهای در مذمت امانتداری نطق کند.” خداراشکر حافظه ملت، حافظهی ماهی نیست و کم نیستند کسانی که به یاد داشته باشند، چگونه برخی با رانتهای عجیب و تهوعآور به ثروتهایی دست یافتند که برای شمارش صفرهایش نیازمند کمک معلمان اول ابتدایی شوند.
هیچکس یونسی را معصوم یا عاری از خطا نمیداند، اما این درد تاریخی برخی از ما مازندرانیهاست که خدمتگزاران را خار میکنیم و خائنان را عزیز میداریم. متاسفانه همان رفتاری که با مهدی عبوری شد و موجب گردید ساری و مازندران یکی از درخشانترین مدیران تاریخ معاصر خود را از دست بدهد، اینک در قبال مهدی یونسی درحال تکرار شدن است. عبوری اهل باج دادن نبود و یونسی هم با شدت به مراتب بیشتری اهل باج دادن نیست، اما آنچه به یاد خواهد ماند خیانت، فحاشی و کثافتکاری کسانی است که مازندرانِ آباد را ویران میخواهند و معتقدند «دیگی که برای من نجوشه، میخواهم سر سگ توش بجوشه».
البته صدرحمت به سگ که به جبرانِ تکه استخوانی دُم تکان میدهد و به لقمه نانی وفاداری خویش را ابدی مییابد. اما دستمال کثیف نهتنها شیشهای را شفاف نخواهد کرد بلکه ردپای چِرکِ دستمال به دست را بر شیشه تا ابد باقی میگذارد.
هرچند یونسی نشان داده بیدی نیست که با این بادها بلرزد، اما اگر همین درخت بید، تحت حمایت مردم مازندران نبود، به شعلهی کینه و حقد برخی از فرصتطلبان طعمه حریق میشد. مهدی یونسی رستمی در پناه همین مردمی است که بحمدالله چشم و گوش دارند و آنچه یونسی میکند را بهوضوح میبینند.
اگر کسی کوچکترین شکی در این ادعا دارد کافیست یک نظرسنجی به راه بیاندازد یا مروری بر پیامهای حمایت مردم از یونسی در شبکههای اجتماعی بیاندازد تا سیهروی شود هرکه در او غش باشد.
شاید به دید خوانندگان حمایت مداوم عبارت از دکتر یونسی عجیب باشد، اما متأسفانه وسطبازی و عافیتطلبی بخش بزرگی از کسانی که به لطف استاندار مازندران اینک جایگاهی یافتهاند، دلیل اصلی دفاع پیوستهی ما از استاندار مازندران است.
برای ما مایهی تأسف است که چرا اکثر فرمانداران منصوب دولت در استان حتی زحمت محکوم کردن توهینها به یونسی و خانوادهی وی را به خود نمیدهند. اگرچه واضح است که وسطبازها همیشه وسط بازی میکنند و اساسا راه دیگری را نمیشناسند.
ما البته دست منتقدان دلسوز، منصف و مؤدب را میفشاریم، اما در برابر گستاخی، شمشیر زبان را تیز میکنیم تا حساب کار دست کسانی بیاید که فکر میکنند: “صحنه خالیست چنان شامگه بعد از کوچ”
در پایان ذکر این نکته ضروریست که راقم این سطور اولا حضور یونسی را فرصتی تاریخی برای توسعه مازندران میداند و معتقد است؛ حمایت از اقدامات درست استاندار مازندران در شرایط فعلی به معنای حمایت از توسعه استان است. ثانیا خطاب من به کسانی است که از طرُق مختلف اقدام به تهدید نویسنده این متن میکنند و او را از عاقبت پس از رفتن یونسی میترسانند. آنها بهتر است این حرف را یکبار برای همیشه آویزه گوش کنند که کار اصلی نویسنده این متن، «شعر و فلسفه» است و هیچ ابایی از آینده پس از یونسی ندارد، چندانکه ابائی از آینده پس از عبوری نداشت و همچنان به حمایتش از فرزند خلف ساری ادامه میدهد. زیرا با آغوش باز بهدرس و بحث خویش در معقول و منقول بازمیگردد. آنچنان که بایکوت گسترده نویسنده در دولتهای محمود احمدینژاد و ابراهیم رئیسی کوچکترین خللی در روش و منشاش ایجاد نکرد، تهدیدات اخیر نیز کوچکترین خللی در ارادهی وی در حمایت از آنچه حقیقت میپندارد ایجاد نخواهد کرد، زیرا مقام و مال را در این جهان از آب بینی بُزی بیارزشتر میداند و معتقد است میراث آدمی خوشنامی اوست، نه ثروتش!








