عبارت – گروه فرهنگی: توسعه را رشد متوازن یا رشد همهجانبه تعریف میکنند. رشد در یک زمینه اتفاق میافتد و توسعه در زمینههای مختلف. رشد چنانچه کمی دارد و توسعه جنبه کمی و کیفی، بنابراین توسعه چندوجهی است و مسائل توسعه درهم تنیدهاند و بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند. الگوی نامطلوب در تجارب کشورهای توسعهیافته کافی است تا دریابیم که آنان پیشرفتهای خود را در سایه نوسازی نظام تعلیم و تربیت، بازسازی دانشگاهها و اصلاح مدیریت بهدست آوردهاند. به عبارت دیگر، امروزه توسعه را بهصورت یک مثلث نشان میدهند که یک ضلع آن توجه به آموزش، ضلع دیگر آن توجه به پژوهش و ضلع سوم یا قاعده مثلث، اصلاح نظام مدیریتی است. وظیفه نظام تعلیم و تربیت در هر جامعه، ارائه آموزش پایه و عمومی و بسترسازی و فرهنگسازی برای رشد و توسعه کشور است. دانشگاهها در هر جامعه نماد دانایی و وظایف دانشگاهها، مهارتآموزی و تربیت نیروی انسانی ماهر و متخصص مورد نیاز برای بخشهای مختلف، انجام پژوهش (تولید علم) و تلاش در تبدیل علم به فناوری (کاربردی کردن دانش) و محصول مبتنی بر فناوری (دانشبنیان) از طریق تقویت ارتباطات و تعاملات با صنایع، چارهجویی برای حل مشکلات جامعه و ارائه خدمات مشاوره فنی و تخصصی به مدیران دستگاههای اجرایی است. به عبارت دیگر، هر گاه دانشگاهها در جامعهای گسترش مییابند، مشکلات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در آن جامعه باید کاهش یابد؛ در غیر این صورت، یعنی دانشگاهها نتوانستهاند پیوند ارگانیک با جامعه برقرار نمایند و عامل توسعه جامعه باشند. بنابراین وظیفه دانشگاهها، تبدیل دانایی به توانایی است و این امر مستلزم اصلاح نظام مدیریتی است؛ یعنی با پشتوانه مدیریت درست و آیندهنگر، نوسازی نظام تعلیم و تربیت و بازسازی دانشگاهها عملی میگردد. اتفاق مهمی که در اصلاح نظام مدیریتی باید صورت پذیرد، همراستایی و همسوسازی دیدگاههای مدیران علمی، اجرایی، اقتصادی، صنعتی و سیاسی در سطح ملی و استانی نسبت به امر توسعه بهمنظور همافزایی کلیه فعالیتها و تلاشها در جهت تسریع و تکمیل چرخه تولید علم به فناوری و محصول (تقویت اقتصاد دانشبنیان) و پیشرفت و آبادانی جامعه است.

مازندران با تمدنی کهن و ریشهدار، قرار داشتن در بهترین موقعیت جغرافیایی (نزدیکی به پایتخت، همسایگی با چندین استان و دسترسی و همسایگی با کشورهای حاشیه دریای خزر و آسیای میانه)، دارای جنگلهای بکر و انبوه، دریا، کوهستان و آب و هوای معتدل و گردشگرپذیر، سرمایههای انسانی کارآمد، رتبه نخست در تولید بعضی محصولات استراتژیک در کشور و … از قطبهای علمی کشور و دارای ظرفیتها و پتانسیلهای بسیار در زمینههای مختلف توسعه، علیرغم تلاشهای مسئولان و مدیران ارشد، بهویژه در سالیان اخیر آنگونه که شایسته و بایسته استان است از توسعه نصیب نبرده است؛ براستی چرا؟
این کتاب کنکاشی است در این زمینه که ضمن اشاره به پیشینه تمدنی، ظرفیتها، توانمندیها و چالشهای موجود، موانع دستیابی به توسعه در استان را با نگاهی آسیبشناسانه مورد بررسی قرار داده و در خاتمه راهکارهایی برای پیشرفت و آبادانی استان ارائه داده است. کتاب حاضر در ۷ فصل به شرح ذیل تدوین گردیده است.








