تاريخ در عبارت؛

جشن تیرگان؛ بزرگداشت آرش و نمونه‌ای از ریشه‌ی اساطیری تبرستان

عبارت- گروه تاریخ: تیرگان‌ ، جشن‌ باستانی‌ ایرانیان‌ در سیزدهم‌ تیر. نزدِ ایرانیان‌ باستان‌، هر یک‌ از روزهای‌ ماه‌ نامی‌ داشت‌ و تطابق‌ نام‌ روز و ماه‌، مناسبتی‌ بود برای‌ برگزاری‌ جشنی‌ که‌ نام‌ آن‌ با افزودن‌ پسوند «گان‌» به‌ آخر نامِ روز به‌ دست‌ می‌آمد.به‌ باور برخی‌ محققان‌، تَلْمود قدیمترین‌ منبعی‌ است‌ که‌ در آن‌، در شمار اعیاد کافران‌، از تیرگان‌ (به‌ عبری‌: تُریَسْکَی‌ ) نیز سخن‌ به‌ میان‌ آمده‌ و مراعات‌ آن‌ حرام‌ شمرده‌ شده‌ است‌ ( رجوع کنید بهتقی‌زاده‌، ص‌ ۳۲۴ و پانویس‌ ۴ به‌ نقل‌ از لاگارد و کوهوت‌ ). گزارشی‌ از برگزاری‌ جشنی‌ به‌ نام‌ شهربگمود که‌ با تیرگان‌ مشابهتهایی‌ دارد، از قرن‌ دوم‌ میلادی‌ در دست‌ است‌ ( رجوع کنید بهپیگولوسکایا ، ص‌۴۸۰ـ۴۸۵). این‌ قول‌ که‌ شهربگمود، اشاعه‌ جشن‌ تیرگان‌ بوده‌ است‌، موافقان‌ ( رجوع کنید به روح‌الامینی‌، ۱۳۷۸ ش‌، ص‌ ۱۰۳) و مخالفانی‌ ( رجوع کنید به اسماعیل‌پور، ص‌ ۸۲) دارد. در مآخذِ ایرانی‌ ـ اسلامی‌، علاوه‌ بر مناسبت‌ عمومیِ انطباق‌ نام‌ ماه با نام‌ روز، وجوه‌ دیگری‌ نیز برای‌ وجه‌تسمیه‌ تیرگان‌ آمده‌ که‌ معروفترین‌ آنها تیراندازیِ آرش‌ * کمانگیر برای‌ تعیین‌ مرز ایران‌ و توران‌ است‌ (ابوریحان‌ بیرونی‌، ۱۹۲۳، ص‌۲۲۰؛ همو، ۱۳۶۲ ش‌، ص‌ ۲۵۴؛ گردیزی‌، ص‌ ۲۴۳). احتمالاً، این‌ منابع‌، پیوند تیرگان‌ را با تیراندازی‌ آرش‌، از اشاره‌های‌ تیریشت‌/ تیشتریشتِ اوستا بر گرفته‌اند.

.

در این‌ یشت‌، شتافتن‌ ستاره‌ تیشتر به‌ سوی‌ دریای‌ فَراخکَرت‌، به‌ شتافتنِ تیری‌ تشبیه‌ شده‌ که‌ آرش‌، بهترین‌ تیرانداز آریایی‌، از کوه‌ اَئیریوخْشوُث‌ به‌کوه‌ خَوانْوَنْتْ انداخت‌ ( یشت‌ها ، ج‌ ۱، ص‌ ۳۴۱، ۳۵۹؛ در باره‌ نسبت‌ تیر و تیشتر رجوع کنید بهادامه‌ مقاله‌). روشن‌ است‌ که‌ در زمان‌ تدوین‌ این‌ یشت‌ ( رجوع کنید بهیشت‌ها * )، افسانه‌ تیراندازی‌ آرش‌ آنقدر شهرت‌ داشته‌ که‌ مورد تمثیل‌ قرار گرفته‌ و تنها اشاره‌ای‌ کوتاه‌ به‌ آن‌ برای‌ مخاطب‌ کافی‌ بوده‌ است‌ ( رجوع کنید به دانشنامه‌ ایران‌ و اسلام‌ ، ذیل‌ «آرش‌»).علاوه‌ بر ابوریحان‌ بیرونی‌، که‌ ظاهراً نخستین‌ نویسنده‌ مسلمانی‌ است‌ که‌ از تیرگان‌ سخن‌ گفته‌، برخی‌ دیگر از نویسندگان‌ دوره‌ اسلامی‌ نیز از ارتباط‌ تیرگان‌ با تیراندازی‌ آرش‌ سخن‌ گفته‌اند، مثل‌ گردیزی‌ (همانجا) و بعدها قَلقَشَنْدی‌ (ج‌ ۲، ص‌ ۴۲۳) که‌ نام‌ جشن‌ را به‌ تصحیف‌ «شرکان‌» آورده‌ است‌ (برای‌ تصحیفهای‌ دیگر مثل‌ نیرکان‌ رجوع کنید به قزوینی‌، ص‌۸۰؛ قس‌ همان‌، تحریر فارسی‌، ص‌ ۷۸ که‌ آن‌ را ترکان‌ ضبط‌ کرده‌ است‌). برخی‌ مانند شَهمردان‌بن‌ ابی‌الخیر (ص‌ ۳۶)، اساساً این‌ ارتباط‌ را موهوم‌ دانسته‌ و بعضی‌ دیگر، مثل‌ شمس‌الدین‌ صوفی‌ دمشقی‌ (ص‌ ۲۷۹)، ظاهراً جشن‌ تیرگان‌ را با فروردگان‌ خلط‌ کرده‌ و بازگشت‌ روانهای‌ مردگان‌ و تکریم‌ آنان‌ را مناسبت‌ این‌ جشن‌ انگاشته‌اند.تنها مأخذی‌ که‌ در آن‌، بر خلاف‌ مآخذ دیگر (مثلاً ابوریحان‌ بیرونی‌، ۱۹۲۳، همانجا، که‌ سیزدهم‌ تیر، روز افکندن‌ تیر را تیرگان‌ کوچک‌ و چهاردهم‌ تیر، روز فرود آمدن‌ تیر را تیرگان‌ بزرگ‌ گفته‌ است‌)، روز تیراندازی‌ آرش‌ به‌ جای‌ سیزدهم‌ تیر، ششم‌ فروردین‌ ذکر شده‌، رساله‌ پهلویِ ماه‌ فروردین‌ روز خرداد (بند ۲۲) است‌.

.

به‌ عقیده‌ احمد تفضلی‌ ( دانشنامه‌ ایران‌ و اسلام‌ ، همانجا) به‌ احتمال‌ قوی‌ روایت‌ این‌ رساله‌، قدیمتر است‌ و روایات‌ مآخذ دیگر، بر اثر تشابه‌ اسمی‌ تیر (اندازی‌) با روز و ماه‌ تیر و ذکر تیراندازی‌ آرش‌ در تیریشت‌/ تیشتریشت‌ پدید آمده‌ است‌ (نیز رجوع کنید به شهمردان‌بن‌ ابی‌الخیر، همانجا). در واقع‌، تیر به‌ معنای‌ ابزار جنگی‌، معادل‌ سَهم‌ در عربی‌، از ریشه‌ تیغری‌ اوستایی‌ و تیگرایِ پارسی‌ باستان‌ به‌ معنای‌تیز یا نوک‌ تیز است‌ و با تیر به‌ معنای‌ ستاره‌ شعرای‌ یمانی‌، که‌ از ریشه‌ تیشتریه‌ اوستایی‌/ تیشتر پهلوی‌ است‌، هیچ‌ارتباطی‌ ندارد ( رجوع کنید بهیشت‌ها ، ج‌ ۱، ص‌ ۳۲۴ـ۳۲۵). از سوی‌ دیگر، در گذشته‌ گمان‌ می‌شد که‌ نام‌ ماه‌ تیر و روز تیر، یعنی‌ روز سیزدهم‌ هر ماه‌، بر گرفته‌ از نام‌ تیشتر است‌ که‌ در یشتِ مخصوص‌ آن‌، از تیراندازی‌ آرش‌ سخن‌ به‌ میان‌ آمده‌ است‌، ولی‌ امروزه‌ بنا بر پژوهشهای‌ محققانی‌ چون‌ مولتون‌ و اشپیگل‌ ( رجوع کنید به اذکائی‌، چیستا ، سال‌ ۳، ش‌۱۰، ص‌ ۷۷۵) اینهمانیِ تیر و تیشتر پذیرفته‌ نیست‌. پورداوود ( یشت‌ها ، ج‌ ۱، ص‌ ۳۲۵) نیز به‌رغم‌ آنکه‌ معتقد است‌ بحث‌ در این‌باره‌ به‌ نتیجه‌ رضایت‌ بخشی‌ نخواهد انجامید، بر دوگانگیِ تیر (= سیاره‌ عطارد) و تیشتر (= ستاره‌ شعرای‌ یمانی‌) تصریح‌ کرده‌ است‌. با اینهمه‌، اختلاط‌ نامهای‌ تیر و تیشتر باید به‌ زمانی‌ بسیار کهن‌ بازگردد ( رجوع کنید به بنونیست‌ ، ص‌ ۹۲ـ۹۳).افزون‌ بر بزرگداشت‌ ستاره‌ تیشتریه‌ که‌ ستاره‌ باران‌ است‌ و در تیر طلوع‌ می‌کند ( یشت‌ها ، همانجا؛ اذکائی‌، چیستا ، سال‌ ۴، ش‌ ۵، ص‌ ۳۴۷ به‌ بعد، ش‌ ۶، ص‌ ۴۵۹ـ۴۶۱) و تیراندازی‌ آرش‌، مناسبت‌ دیگر جشن‌ تیرگان‌ را تعظیم‌ و تکریم‌ دبیران‌ و کاتبان‌ دانسته‌اند، زیرا سیاره‌ تیر/ عطارد دبیر فلک‌ است‌ (ابوریحان‌ بیرونی‌، ص‌ ۲۲۱)، هر چند که‌ به‌ این‌ مناسبت‌ کمتر توجه‌ شده‌ است‌. به‌ عقیده‌ اذکائی‌ ( چیستا ، سال‌ ۳، ش‌۱۰، ص‌ ۷۷۳ـ۷۷۴) در جشن‌ تیرگان‌ علاوه‌ بر بزرگداشت‌ کاتبان‌ و دبیران‌، از منجمان‌ که‌ در ایران‌ باستان‌ از طبقه‌ دبیران‌ بودند، نیز تجلیل‌ می‌شده‌ است‌. وی‌ احتمال‌ می‌دهد که‌ تیرگان‌ را هم‌ مُغانِ اخترشناس‌ ماد بنیاد نهاده‌ باشند.

.

در این‌ صورت‌، تیرگان‌ نه‌ یک‌ جشن‌ زردشتی‌ که‌ در واقع‌ با سابقه‌ای‌ بیشتر، جشنی‌ مرتبط‌ با سنّت‌ ایرانی‌ غربی‌ خواهد بود.از آنجا که‌ تقریباً به‌ گزارش‌ همه‌ مآخذ، برجسته‌ترین‌ عنصر در جشن‌ تیرگان‌، آب‌ و بزرگداشت‌ آن‌ و نیز اجرای‌ مراسمِ اغتسال‌ و آب‌پاشی‌ مردم‌ به‌ یکدیگر است‌ (با این‌ توضیح‌ که‌ آب‌ تقریباً در همه‌ جشنها وجود دارد؛ یادآوری‌ از علیرضا شاپور شهبازی‌)، ظاهراً باید تکریم‌ آب‌ و ستاره‌ باران‌ را مناسبت‌ اصلیِ جشن‌ تیرگان‌ پنداشت‌ (هویان‌، ص‌۳۰؛ اقتداری‌، ج‌ ۱، بخش‌ ۲، ص‌ ۱۰۰۶؛ قس‌ رضی‌، ص‌ ۳۴۴ که‌ به‌ جادوی‌ تقلیدی‌ برای‌ طلب‌ باران‌ اشاره‌ دارد) که‌ این‌ امر، البته‌ مانع‌ پذیرفتن‌ مناسبتهای‌ فرعی‌ دیگر نیست‌. گفتنی‌ است‌ که‌ زمان‌ برگزاری‌ جشن‌ مَیدیُوشِم‌ ، گاهنبار دوم‌ زردشتی‌ که‌ در بزرگداشت‌ سالگرد آفرینش‌ آب‌ به‌ دست‌ اهورامزدا برگزار می‌شود، نیز پانزدهم‌ تیر است‌ ( رجوع کنید به خرده‌ اوستا ، آفرینگان‌ گهنبار، بند ۸؛ نیز رجوع کنید به جشن‌ * ).به‌ روایت‌ ابوریحان‌ بیرونی‌ (۱۹۲۳، همانجا)، ایرانیان‌ در روز تیرگان‌ غسل‌ می‌کرده‌اند، زیرا که‌ کیخسرو در بازگشت‌ از جنگ‌ با افراسیاب‌ و پس‌ از رویارویی‌ با فرشته‌ای‌ (قس‌ قمی‌، ص‌ ۸۲: جنّی‌)، بی‌هوش‌ در کنار چشمه‌ای‌ افتاد و بیژن‌، پسر گودرز، با پاشیدن‌ آب‌ به‌ روی‌ او، بیدارش‌ کرد. از آن‌ پس‌، اغتسال‌ در آن‌ چشمه‌ و چشمه‌های‌ دیگر رسم‌ شد (نیز رجوع کنید بهگردیزی‌، ص‌ ۲۴۳ که‌ سفالینه‌ شکستن‌ و گندم‌ و میوه‌ پختن‌ را نیز از رسوم‌ تیرگان‌ دانسته‌ است‌). ابوریحان‌ بیرونی‌ بین‌ مراسم‌ آب‌پاشی‌ در تیرگان‌ ( رجوع کنید به ۱۹۲۳، همانجا؛ همو، ۱۳۷۳ـ ۱۳۷۵، ج‌ ۱، ص‌ ۱۵۹، ۲۶۳) و آب‌پاشیهای‌ نوروز ( رجوع کنید بههمو، ۱۹۲۳، ص‌ ۲۱۸) تفکیک‌ قائل‌ شده‌ و علاوه‌ بر اینها بصراحت‌ از جشنی‌ به‌ نام‌ آفریجکان‌ / آبریزگان‌ یاد کرده‌ که‌ در سی‌ام‌ بهمن‌، به‌ یاد باران‌ عظیمی‌ که‌ پس‌ از یک‌ خشکسالی‌ طولانی‌ در عهد فیروز اول‌ ساسانی‌ (۴۵۹ـ۴۸۴ میلادی‌؛ در باره‌ این‌ خشکسالی‌ رجوع کنید بهطبری‌، سلسله‌ ۱، ص‌ ۸۷۲ ـ۸۷۳؛ مطهر مقدسی‌، ج‌ ۳، ص‌ ۱۶۵؛ فردوسی‌، ج‌ ۸، ص‌۱۰ـ۱۱؛ ثعالبی‌ مرغنی‌، ص‌ ۵۷۵ ـ ۵۷۸؛ ابن‌بلخی‌، ص‌ ۸۳) فرو بارید، برگزار می‌شود (ابوریحان‌ بیرونی‌، ۱۹۲۳، ص‌ ۲۲۸ـ۲۲۹؛ همو، ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵، ج‌ ۱، ص‌ ۱۵۹، ۲۶۶؛ نیز رجوع کنید بهگردیزی‌، ص‌ ۲۴۷، که‌ از این‌ جشن‌ با نام‌ آبریزگانِ اصفهان‌ یاد کرده‌ است‌).

.

برخی‌ فرهنگهای‌ فارسی‌، مثل‌ برهان‌ قاطع‌ (برهان‌، ذیل‌ «آبریزان‌») و فرهنگ‌ جهانگیری‌ (جمال‌الدین‌ انجو، ج‌ ۱، ص‌ ۷۷)، جشن‌ آبریزگان‌ را همان‌ تیرگان‌ دانسته‌ و تاریخ‌ برگزاری‌ آن‌ را در سیزدهم‌ تیر نوشته‌اند. بنا بر شرح‌ بیست‌ باب‌ ملامظفر (تألیف‌ در ۱۰۰۵ هجری‌؛ ص‌ ۱۲۴) نیز آبریزان‌ از مراسم‌ روز سیزدهم‌ تیر جلالی‌ بوده‌ که‌ به‌ مناسبت‌ خشکسالی‌ و بارش‌ باران‌ در دوره‌ فیروز اول‌ ساسانی‌ برگزار می‌شده‌ و در زمان‌ نگارش‌ کتاب‌، این‌ رسم‌ هنوز در بعضی‌ از شهرهای‌ عراق‌ و فارس‌ اجرا می‌گردیده‌ است‌. برخی‌ رواج‌ و تداوم‌ این‌ رسم‌ را در اصفهان‌ ناشی‌ از تأثیر حکومتِ زیاریان‌ مازندرانی‌ ( رجوع کنید به رجبی‌، ص‌ ۸۴ ـ ۸۵) یا حکامِ دیلمی‌ ( رجوع کنید بهعمادی‌، یغما ، سال‌ ۲۷، ش‌ ۱۲، ص‌ ۷۲۳) انگاشته‌اند. بعضی‌ متأخران‌ ( رجوع کنید بههمو، یغما ، سال‌ ۲۷، ش‌۱۰، ص‌ ۵۸۹ ـ۵۹۰؛ نیز رجوع کنید به ایرانیکا ، ذیل‌ «آبریزگان‌») نیز معتقدند آبریزگان‌، که‌ در اَنیران‌ روزِ (= سی‌امِ) بهمن‌ برگزار می‌شد، همان‌ تیرگان‌ بوده‌ و این‌ روز در گاه‌شماریهای‌ دیلمی‌ و گریگوری‌ در موسم‌ تیرگان‌ (سیزده‌ تیر) واقع‌ می‌شده‌ است‌. همچنین‌ گزارشهای‌ متعددی‌ از دوره‌ صفویه‌ در دست‌ است‌ که‌ بنا بر آنها، جشن‌ آب‌پاشان‌ با حضور شاه‌عباس‌ اول‌ (حک : ۹۹۶ـ ۱۰۳۸) در اوایل‌ تیر (تحویلِ سرطان‌) در اصفهان‌ برگزار می‌شد ( رجوع کنید بهاسکندرمنشی‌، ج‌ ۲، ص‌ ۷۸۸، ۸۳۸؛ نیز رجوع کنید به دلاواله‌ ، ج‌ ۱، ص‌ ۹۰۳؛ سیلوا ای‌ فیگروا ، ص‌ ۳۴۵ـ۳۴۶). به‌ نوشته‌ اسکندرمنشی‌ (ج‌ ۲، ص‌ ۸۵۳) در عهد شاه‌عباس‌ اول‌، مراسم‌ آب‌پاشیِ مربوط‌ به‌ پنجه‌ دزدیده‌ در گیلان‌، به‌حساب‌ منجمان‌ آن‌ ناحیه‌، در تیر برگزار می‌شد. از سوی‌ دیگر تقریباً مقارن‌ همین‌ دوره‌ عبدالحمید لاهوری‌ (متوفی‌ ۱۰۶۵) در بادشاه‌نامه‌ (ج‌ ۱، حصه‌ ۲، ص‌ ۲۷۵) از برگزاری‌ جشنی‌ در تیر روز تیرماه‌ یاد کرده‌ و محمدصالح‌ کنبو (ج‌ ۱، ص‌ ۳۱۱) از مرسوم‌ بودن‌ برگزاری‌ عید گلابی‌ در سیزدهم‌ تیر در دربار شاهجهان‌ (پادشاه‌ سلسله‌ تیموریان‌ هند، حک : ۱۰۳۷ـ ۱۰۶۸) سخن‌ گفته‌ و توضیح‌ داده‌ که‌ نام‌ این‌ عید به‌ فارسی‌، ترکان‌ [ تیرگان‌ ؟ ] است‌، هرچند نورالدین‌ جهانگیر (حک : ۱۰۱۴ـ ۱۰۳۷) که‌ در توزوک‌ خود (ص‌ ۱۵۱) از مجلس‌ گلاب‌پاشی‌ در تیر یاد کرده‌، متذکر شده‌ است‌ که‌ در قدیم‌ این‌ رسم‌ را آب‌پاشی‌ می‌خوانده‌اند.با این‌حال‌، بنا بر روایات‌ ابوریحان‌ بیرونی‌ و گردیزی‌، منشأ و علت‌ آب‌پاشی‌ در تیرگان‌ با آبریزگان‌/ آفریجکان‌ یا نوروز * یکی‌ نیست‌، هرچند زمان‌ جشنها بر هم‌ منطبق‌ شده‌ باشد ( رجوع کنید بهپروین‌ گنابادی‌، ص‌ ۱۳۹ـ۱۴۰؛ نیز رجوع کنید بهعلیرضا شاپور شهبازی‌، مصاحبه‌ مورخ‌ ۱۲ شهریور ۱۳۸۲). در واقع‌، آبریزگان‌ جشنی‌ مستقل‌ و اساس‌ و محور آن‌، آب‌پاشی‌ به‌ یکدیگر بود (قس‌ گردیزی‌، همانجا: آب‌ بر آب‌ ریختن‌)، در حالی‌ که‌ ظاهراً، آب‌پاشی‌ در نوروز یا تیرگان‌، جزوی‌ از مراسم‌ تلقی‌ می‌شده‌ است‌.تیروُجَشن‌ . جشنی‌ که‌ با ویژگیهای‌ تیرگان‌ میان‌ زردشتیان‌ ایران‌ مرسوم‌ است‌ و به‌ مدت‌ ده‌ روز، از سیزدهم‌ تا بیست‌ و دوم‌ تیر، برگزار می‌شود.

.

در این‌ جشن‌، زردشتیان‌ ضمن‌ پاکیزه‌ ساختن‌ خانه‌، بامدادان‌ غسل‌ می‌کنند، لباس‌نو می‌پوشند و شیرینیها و خوراکهای‌ گوناگون‌ فراهم‌ می‌سازند. آنان‌ معمولاً در این‌ ایام‌ به‌ خواندن‌ خورشیدْنیایش‌ و ماهْنیایش‌ می‌پردازند و در بند هشتم‌ خورشیدنیایش‌ این‌ عبارت‌ را چندین‌ بار تکرار می‌کنند: «تشترِ را یومندِ فره‌مند را می‌ستاییم‌». بچه‌ها بندِ رنگینی‌ به‌ نام‌ تیر و باد به‌ مچ‌ دست‌ یا دگمه‌ لباسشان‌ می‌بندند و در کوچه‌ها و بامها می‌دوند و ترانه‌ می‌خوانند و در پایان‌ روز بیست‌ و دوم‌ تیر آن‌ را باز کرده‌ به‌ باد می‌سپارند. گفته‌اند این‌ عمل‌ کنایه‌ای‌ از تیراندازی‌ آرش‌ است‌ که‌ تیر را رها کرد و به‌ باد سپرد و باد/ ایزد باد، آن‌ را به‌ مسافتی‌ بسیار دور برد. ظاهراً زردشتیان‌ به‌ همین‌ مناسبت‌، آغاز این‌ جشن‌ را در تیر روز (سیزدهم‌) و پایان‌ آن‌ را در باد روز (بیست‌ و دوم‌) قرار داده‌اند (رضی‌، ص‌ ۶۶۲؛ قس‌ نیکنام‌، ص‌ ۱۷۱، که‌ تیر و باد را نماد رنگین‌ کمان‌ به‌ هنگام‌ بارندگی‌ دانسته‌ است‌). تیر و باد را گاه‌ به‌ دور کله‌ قندهایی‌ که‌ در کاغذهای‌ سبز رنگ‌ پیچیده‌اند، می‌بندند و به‌ خانه‌ نوعروسان‌ و تازه‌ دامادان‌ پیشکش‌ می‌فرستند ( رجوع کنید بهروح‌الامینی‌، ۱۳۶۹ ش‌، ص‌ ۱۲۹۱ـ۱۲۹۲؛ سروشیان‌، ص‌۵۱؛ رضی‌، ص‌ ۶۶۱ـ۶۶۳).یکی‌ دیگر از آداب‌ این‌ جشن‌، فال‌ کوزه‌ است‌ که‌ در روزهای‌ دوازدهم‌ و سیزدهم‌ تیر برگزار می‌شود ( رجوع کنید به فالگیری‌ * ؛ عناصری‌، ۱۳۶۰ ش‌، ص‌ ۸۰۴؛ سروشیان‌، همانجا؛ هویان‌، ص‌ ۳۵). در گزارشهای‌ دیگر ( رجوع کنید به روح‌الامینی‌، ۱۳۶۰ ش‌، ص‌ ۸۷؛ همو، ۱۳۶۹ ش‌، ص‌ ۱۲۹۲ـ۱۲۹۳؛ همو، ۱۳۷۸ ش‌، ص‌ ۱۱۵، ۱۵۰؛ هویان‌، همانجا)، به‌ رسم‌ آب‌پاشی‌ زردشتیان‌ به‌ یکدیگر در اول‌ تیر، در جشنی‌ به‌ نام‌ آب‌ تیرماهی‌، اشاره‌ شده‌ است‌. به‌عقیده‌ روح‌الامینی‌ (۱۳۷۸ ش‌، ص‌ ۱۱۵) احتمالاً این‌ جشن‌ نیز جزو تیرگان‌ بوده‌ است‌.تیرماسیزّه‌ شو . تقویم‌ سنّتی‌ مردم‌ مازندران‌ و حومه‌ جنوبی‌ آن‌ در دامنه‌های‌ البرز هنوز بر مبنای‌ گاه‌شماری‌ باستانی‌ طبری‌ است‌ که‌ در آن‌، سیزدهم‌ تیر بر سیزدهم‌ آبان‌ تقویمِ جلالی‌ منطبق‌ می‌شود. جشن‌ تیرماسیزّه‌شو (= شبِ سیزدهم‌ تیرماه‌)، از معدود جشنهای‌ باستانی‌ است‌ که‌ هنوز در بخشهایی‌ از مازندران‌ برگزار می‌شود و در گاه‌شماریِ طبری‌، پس‌ از نوروز، دومین‌ ( رجوع کنید به کیا، ص‌ ۲۴۸) و در سوادکوه‌ مازندران‌، پس‌ از نوروز و عَید مابیستا شِش‌ (= بیست‌وششم‌ عَیْدِ ماهِ طبری‌)، سومین‌ جشن‌ مهمِ محلی‌ شمرده‌ می‌شود. این‌ جشن‌ علاوه‌ بر مازندران‌، با تفاوتهایی‌، در گیلان‌ و برخی‌ شهرهای‌ دیگرِ کوهپایه‌جنوبی‌ البرز نیز برگزار می‌گردد ( رجوع کنید به پاینده‌، ص‌ ۱۳۹ـ ۱۴۰؛ روح‌الامینی‌، ۱۳۶۹ ش‌، ص‌ ۱۲۸۸). مراسم‌ این‌ جشن‌، که‌ بر خلاف‌ تیرگان‌ و آبریزگان‌ در شب‌ برگزار می‌شود، در مناطق‌ گوناگون‌ کمابیش‌ مشابه‌ است‌. روز قبل‌ از جشن‌، خوراکهای‌ ویژه‌ آن‌ تهیه‌ می‌شود که‌ شاملِ انواع‌ حلواها، شیرینیهای‌ محلی‌، نانِ شامی‌، گندم‌ برشته‌ و میوه‌هایی‌ همچون‌ سنجد و انواع‌ مرکّبات‌ است‌ و در مجموع‌ باید شامل‌ سیزده‌ خوراکی‌ باشد. صبح‌ روز جشن‌، معمولاً خروسی‌ را سر می‌برند و با آن‌ ته‌چین‌ می‌پزند

.

خوراک‌ اختصاصیِ این‌ جشن‌ پیسّه‌ کِندِه‌ است‌ که‌ به‌ صورت‌ گلوله‌ای‌ از برنج‌ سرخ‌ کرده‌، آرد برنج‌، مغز گردوی‌ خرد شده‌، کنجد و شکر تهیه‌ می‌شود. در تیرماسیزّه‌شو، مانند جشنهای‌ دیگر، معمولاً با دیوان‌ حافظ‌ (طاهری‌ شهاب‌، ص‌ ۲۰۴ـ ۲۰۵؛ روح‌الامینی‌، ۱۳۶۹ ش‌، ص‌ ۱۲۹۰) و گاه‌ با تعدادی‌ گردو به‌ شماره‌ افراد خانواده‌ یا حاضران‌ در مجلس‌ فال‌ می‌گیرند.در مهمترین‌ آیین‌ تیرماسیزّه‌شو، تعدادی‌ از نوجوانان‌ و جوانان‌ با افکندن‌ پارچه‌ای‌ بر سر و صورت‌، خود را به‌ گنگی‌ می‌زنند و «لال‌» می‌شوند. جوانانی‌ که‌ قصد اجرای‌ این‌ آیین‌ را دارند، در روز دوازدهم‌، معمولاً از شاخه‌های‌ درخت‌ توت‌، ترکه‌های‌ بلندی‌ تهیه‌ می‌کنند که‌ به‌ آنها لال‌ شیش‌/ لالِ شیش‌ (= ترکه‌ لال‌) می‌گویند. در ابتدای‌ شبِ سیزده‌، لال‌ به‌ همراه‌ عده‌ای‌ که‌ آوازی‌ ویژه‌ به‌ نام‌ لال‌ اِنه‌ (= لال‌ می‌آید) می‌خوانند، به‌ در خانه‌های‌ مردم‌ می‌رود، سپس‌ به‌ تنهایی‌ وارد خانه‌ها می‌شود و با یک‌ ترکه‌ به‌ آرامی‌ بر سر و تن‌ اعضای‌ خانواده‌ ضربه‌ای‌ می‌زند، آنگاه‌ ترکه‌ را در خانه‌ می‌اندازد و بیرون‌ می‌آید. اهل‌ خانه‌ معمولاً مقداری‌ خوراکیِ جشن‌ و گاه‌ از هر سیزده‌گونه‌ آن‌ در دستمالی‌ پیچیده‌ به‌ یکی‌ از همراهان‌ لال‌ به‌ نام‌ لالِ مار (= مادر یا پرستار لال‌) می‌دهند. در برخی‌ مناطق‌ رسم‌ شال‌ اینگِنی‌ (= شال‌ گذاشتن‌/ افکندن‌) وجود دارد که‌ در آن‌ افراد به‌ طور ناشناس‌، شال‌، دستمال‌ یا جورابی‌ را با طناب‌ از روزن‌ بام‌ به‌ درون‌ خانه‌ می‌فرستند تا صاحبخانه‌ آن‌ را از خوراکیها پُر کند. در پایان‌ شب‌، لال‌ و همراهانش‌ اندوخته‌های‌ خود را تقسیم‌ می‌کنند. اعتقاد عوام‌ بر آن‌ است‌ که‌ ترکه‌ لال‌، متبرک‌ است‌ و بویژه‌ برای‌ شفای‌ بیماران‌، باروریِ زنان‌ و حیوانات‌ و درختانِ نابارور، ازدواج‌ دختران‌ و پیشگیری‌ از چشم‌ زخم‌ * مفید است‌. از همین‌ رو اهل‌ خانه‌ ترکه‌ای‌ را که‌ لال‌ در خانه‌شان‌ می‌اندازد تا تیرماسیزّه‌شوی‌ سال‌ بعد نگاه‌ می‌دارند ( رجوع کنید به ادامه‌ مقاله‌).بعضی‌ ( رجوع کنید به عناصری‌، ۱۳۶۰ ش‌، ص‌ ۸۰۰؛ پورکریم‌، ص‌ ۲۷) تیرماسیزّه‌ شو را گرامیداشتِ آرش‌ کمانگیر و لال‌ شیش‌ را نمادی‌ از تیر او دانسته‌اند. گفتنی‌ است‌ که‌ در نواحی‌ مرکزی‌ مازندران‌ به‌ درخت‌ توت‌، تیردار (کیا، ص‌۱۰۰)، و به‌ لال‌شیش‌، تیرشیش‌ می‌گویند (قس‌ فرضیه‌ نپذیرفتنی‌ اعظمی‌، ص‌ ۱۰۰، که‌ تیرگان‌ را به‌ نوعی‌ روز تمرین‌ نظامی‌ کودکان‌/ روز کودک‌ پنداشته‌ است‌).در جشن‌ تیرماسیزّه‌شو هیچ‌ گزارشی‌ از آب‌پاشی‌ به‌ یکدیگر در دست‌ نیست‌. روح‌الامینی‌ (۱۳۶۹ ش‌، ص‌ ۱۲۸۷ـ ۱۲۸۸) که‌ با شواهد متعدد نشان‌ داده‌ در قرن‌ چهارم‌ و پنجم‌، ایرانیان‌ تیر را جزو ماههای‌ پاییز می‌دانستند (نیز رجوع کنید بهحصوری‌، ص‌ ۴۲ـ۴۵)، اجرا نشدن‌ مراسم‌ آب‌پاشی‌ در تیرماسیزّه‌شو را سرمای‌ آبان‌ ذکر می‌کند (۱۳۶۹ ش‌، ص‌ ۱۲۹۳؛ نیز رجوع کنید به صفا، ص‌ ۱۲۳). با این‌حال‌، گفته‌ شده‌ که‌ پیشترها لال‌، قبل‌ از آغاز کارش‌ در شب‌ سیزده‌، غسل‌ می‌کرده‌ (همت‌اللّه‌ موسی‌’پور، مصاحبه‌ مورخ‌۱۲ اسفند ۱۳۸۱)، اما بر اساس‌ گزارشی‌ ( رجوع کنید بهروح‌الامینی‌، ۱۳۷۸ ش‌، ص‌۱۱۰، پانویس‌ ۵، ص‌ ۱۱۸)، لال‌ در برخی‌ مناطق‌ نه‌ برای‌ غسل‌ بلکه‌ برای‌ آنکه‌ در شب‌ سیزده‌ از شدت‌ سرما توان‌ سخن‌ گفتن‌ نداشته‌ باشد خود را با آب‌ سرد رودخانه‌ می‌شسته‌ است‌. در سنگسر سمنان‌، که‌ به‌ گزارش‌ اعظمی‌ (ص‌ ۹۷) مراسم‌ لال‌ شیش‌زدن‌ را سپیده‌دم‌ اجرا می‌کنند، افراد کهنسال‌ پیش‌ از طلوع‌ آفتابِ روزِ سیزده‌ به‌ چشمه‌سارها می‌روند و ظرفی‌ آب‌ به‌عنوان‌ لالِ او (= آبِ لالها) بر می‌دارند که‌ متبرک‌ و شفابخش‌ پنداشته‌ می‌شود (قس‌ گزارشی‌ از قرن‌ چهارم‌ در باره‌ بر گرفتن‌ آب‌ جهت‌ استشفا از کوهی‌ در حومه‌ کاشان‌ در روز سیزدهم‌ تیر، در کتاب‌ محمد مقدسی‌، ص‌ ۳۹۶ـ ۳۹۷ و ابوالشیخ‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۵۷ـ ۱۵۸). از گونه‌ای‌ فالگیری‌ مرتبط‌ با آب‌ و چشمه‌ در روز قبل‌ از این‌ جشن‌ در غرب‌ مازندران‌ ( رجوع کنید به دانا علمی‌، ص‌ ۹۷ـ ۹۸)، و نیز از اعتقادات‌ عامیانه‌ای‌ در باره‌ توقفِ آبهای‌ جاری‌ ( رجوع کنید به علمداری‌، ص‌ ۳۹) در شب‌ جشن‌ در دماوند، گزارشهایی‌ در دست‌ است‌.

‌.

از دیگر آداب‌ و رسومِ این‌ جشن‌، فالگوش‌ ایستادن‌، شمع‌ افروختن‌ و هدیه‌ فرستادن‌ پسران‌ برای‌ نامزدهای‌ خود با عنوان‌ «سیزدهی‌» است‌ ( رجوع کنید به کیا، ص‌ ۲۴۹؛ اعظمی‌، ص‌ ۹۶ـ۹۷، ۱۰۰ـ۱۰۲، ۱۰۶؛ روح‌الامینی‌، ۱۳۶۹ ش‌، ص‌ ۱۲۸۸ـ۱۲۹۴؛ پورکریم‌، ص‌ ۲۴ـ ۲۷؛ عناصری‌، ۱۳۶۰ ش‌، ص‌۸۰۰ ـ۸۰۳؛ همو، ۱۳۷۴ ش‌، ص‌ ۵۸ـ ۵۹؛ دانا علمی‌، ص‌ ۹۶ـ ۹۸؛ اعلم‌، ص‌ ۸۲ ـ۸۳؛ علیرضا شاپور شهبازی‌؛ همت‌اللّه‌ موسی‌’پور، همانجاها؛ شیرین‌ سلیمانی‌، مصاحبه‌ مورخ‌ ۱۲ اسفند ۱۳۸۱؛ لطف‌اللّه‌ سیفی‌، مصاحبه‌ مورخ‌ ۱۲ اسفند ۱۳۸۱؛ نیز رجوع کنید بهجشن‌ * ؛ در باره‌ ارتباط‌ آب‌پاشی‌ و عدد سیزده‌ با تیرگان‌ رجوع کنید بهنوروز * ، نیز رجوع کنید به محیط‌ طباطبائی‌، ص‌۱۰).منابع‌: علاوه‌ بر مشاهدات‌ مؤلف‌؛ ابن‌بلخی‌؛ عبداللّه‌ ابوالشیخ‌، طبقات‌ المحدثین‌ باصبهان‌ و الواردین‌ علیها ، چاپ‌ عبدالغفور عبدالحق‌ حسین‌ بلوشی‌، بیروت‌ ۱۴۰۷ـ ۱۴۰۸/ ۱۹۸۷ـ ۱۹۸۸؛ ابوریحان‌ بیرونی‌، الا´ثار الباقیه‌ عن‌القرون‌ الخالیه‌ ، چاپ‌ ادوارد زاخاو، لایپزیگ‌ ۱۹۲۳؛ همو، کتاب‌ التفهیم‌ لاوائل‌ صناعه‌ التنجیم‌ ، چاپ‌ جلال‌الدین‌ همائی‌، تهران‌ ۱۳۶۲ ش‌؛ همو، کتاب‌ القانون‌ المسعودی‌ ، حیدرآباد دکن‌ ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ۱۹۵۶؛ پرویز اذکائی‌، « و تیر ، مادی‌»، چیستا ، سال‌ ۳، ش‌۱۰ (تیر ۱۳۶۵)؛ همو، «تیشتریه‌ = شعرای‌ یمانی‌»، چیستا ، سال‌ ۴، ش‌ ۵ (دی‌ ۱۳۶۵)، ش‌ ۶ (بهمن‌ ۱۳۶۵)؛ اسکندرمنشی‌؛ ابوالقاسم‌ اسماعیل‌پور، «تیرماسیزه‌شو (جشن‌ تیرگان‌) و اسطوره‌ تیشتر»، نامه‌ انسان‌شناسی‌ ، دوره‌ ۱، ش‌ ۱ (بهار و تابستان‌ ۱۳۸۱)؛ چراغعلی‌ اعظمی‌، «جشنهای‌ ملی‌ سنگسر»، بررسیهای‌ تاریخی‌ ، سال‌ ۳، ش‌ ۵ (آذر ـ دی‌ ۱۳۴۷)؛ هوشنگ‌ اعلم‌، «نظری‌ به‌ شهرستانهای‌ ایران‌: شهر و شهرستان‌ ساری‌»، ماهنامه‌ فرهنگ‌ ، ش‌ ۱ (دی‌ ۱۳۴۰)؛ احمد اقتداری‌، دیار شهریاران‌ ، [ تهران‌ ] ۱۳۵۳ـ۱۳۵۴ ش‌؛ اوستا: کهن‌ترین‌ سرودها و متنهای‌ ایرانی‌ ، گزارش‌ و پژوهش‌ جلیل‌ دوستخواه‌، تهران‌ ۱۳۷۴ ش‌؛ اوستا، یشت‌ها ، گزارش‌ پورداود، چاپ‌ بهرام‌ فره‌وشی‌، تهران‌ ۱۳۵۶ ش‌؛ محمدحسین‌بن‌ خلف‌ برهان‌، برهان‌ قاطع‌ ، چاپ‌ محمد معین‌، تهران‌ ۱۳۶۱ ش‌؛ امیل‌ بنونیست‌، دین‌ ایرانی‌ بر پایه‌ متنهای‌ مهم‌ یونانی‌ ، ترجمه‌ بهمن‌ سرکاراتی‌، تهران‌ ۱۳۵۴ ش‌؛ محمود پاینده‌، آئینها و باورداشتهای‌ گیل‌ و دیلم‌ ، تهران‌ ۱۳۵۵ ش‌؛ محمد پروین‌ گنابادی‌، گزینه‌ مقاله‌ها ، تهران‌ ۱۳۵۶ ش‌؛ هوشنگ‌ پورکریم‌، «مراسم‌ عید نوروز و جشن‌های‌ باستانی‌ در یکی‌ از دهکده‌های‌ مازندران‌»، هنر و مردم‌ ، دوره‌ جدید، ش‌ ۶۶ (فروردین‌ ۱۳۴۷)؛ نینا ویکتوروونا پیگولوسکایا، شهرهای‌ ایران‌: در روزگار پارتیان‌ و ساسانیان‌ ، ترجمه‌ عنایت‌اللّه‌ رضا، تهران‌ ۱۳۶۷ ش‌؛ حسن‌ تقی‌زاده‌، بیست‌ مقاله‌ تقی‌زاده‌ ، مقاله‌ ۹: «جشنهای‌ ایرانی‌ که‌ مسیحیان‌ آنها را پذیرفته‌ و یهودیان‌ طرد کرده‌اند»، تهران‌ ۱۳۴۱ ش‌؛ حسین‌بن‌ محمد ثعالبی‌ مرغنی‌، تاریخ‌ غررالسیر، المعروف‌ بکتاب‌ غرراخبار ملوک‌ الفرس‌ و سیرهم‌ ، چاپ‌ زوتنبرگ‌، پاریس‌ ۱۹۰۰، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ۱۹۶۳؛ حسین‌بن‌ حسن‌ جمال‌الدین‌ انجو، فرهنگ‌ جهانگیری‌ ، چاپ‌ رحیم‌ عفیفی‌، مشهد ۱۳۵۱ـ۱۳۵۴ ش‌؛ جهانگیر، امپراتور هند، جهانگیرنامه‌ [ یا ] توزک‌ جهانگیری‌ ، چاپ‌ محمدهاشم‌، تهران‌ ۱۳۵۹ ش‌؛ علی‌ حصوری‌، «تیرماه‌ = پاییز تازیکان‌»، آینده‌ ، سال‌ ۱۳، ش‌ ۱ـ۳ (فروردین‌ ـ خرداد ۱۳۶۶)؛ جهانگیر دانا علمی‌، «آرش‌ یاسیوار تیر»، اباختر ، ش‌ ۲ (۱۳۷۸ ش‌)؛ دانشنامه‌ ایران‌ و اسلام‌ ، زیرنظر احسان‌ یارشاطر، تهران‌ ۱۳۵۴ـ۱۳۷۰ ش‌؛ ذیل‌ «آرش‌» (از احمد تفضلی‌)؛ پیترو دلاواله‌، سفرنامه‌ی‌ پیترو دلاواله‌ ، ترجمه‌ محمودبهفروزی‌، تهران‌ ۱۳۸۰ ش‌؛ محمدبن‌ ابی‌طالب‌ دمشقی‌، کتاب‌ نخبه‌الدهر فی‌ عجائب‌ البر و البحر ، چاپ‌ مهرن‌، لایپزیگ‌ ۱۹۲۳، چاپ‌ افست‌ بغداد [ بی‌تا. ] ؛ پرویز رجبی‌، جشن‌های‌ ایرانی‌ ، تهران‌ ۱۳۷۵ ش‌؛ هاشم‌ رضی‌، گاه‌شماری‌ و جشنهای‌ ایران‌ باستان‌ ، تهران‌ ۱۳۷۱ ش‌؛ محمود روح‌الامینی‌، آیین‌ها و جشن‌های‌ کهن‌ در ایران‌ امروز ، تهران‌ ۱۳۷۸ ش‌؛ همو، «به‌ حق‌ پیرچک‌چکو»، چیستا ، سال‌ ۱، ش‌ ۱ (شهریور ۱۳۶۰)؛ همو، «جشن‌ تیرگان‌، تیرماه‌ سیزه‌شو، تیروجشن‌»، چیستا ، سال‌ ۷، ش‌۱۰ (۱۳۶۹ ش‌)؛ جمشید سروش‌ سروشیان‌، فرهنگ‌ بهدینان‌ ، چاپ‌ منوچهر ستوده‌، تهران‌ ۱۳۳۵ ش‌؛ گارسیا د سیلوا ای‌ فیگروا، سفرنامه‌ دن‌ گارسیا د سیلوا فیگوئروآ سفیر اسپانیا در دربار شاه‌عباس‌ اول‌ ، ترجمه‌ غلامرضا سمیعی‌، تهران‌ ۱۳۶۳ ش‌؛ شهمردان‌بن‌ ابی‌الخیر، روضه‌المنجمین‌ ، چاپ‌ عکسی‌ از نسخه‌ خطی‌ کتابخانه‌ ملک‌، با مقدمه‌ و فهرستها و اصطلاحات‌ نجومی‌ از جلیل‌ اخوان‌ زنجانی‌، تهران‌ ۱۳۶۸ ش‌؛ ذبیح‌اللّه‌ صفا، گاه‌شماری‌ و جشن‌های‌ ملی‌ ایرانیان‌ ، [ بی‌جا ] : مرکز مطالعات‌ و هماهنگی‌ شورای‌ عالی‌ فرهنگ‌ و هنر، [ بی‌تا. ] ؛ طاهری‌ شهاب‌، «آرش‌ کمانگیر و جشن‌ تیرگان‌»، جلوه‌ ، سال‌ ۲، ش‌ ۳ و ۴ (۱۳۲۵)؛ طبری‌، تاریخ‌ (لیدن‌)؛ مهدی‌ علمداری‌، فرهنگ‌ عامیانه‌ دماوند ، تهران‌ ۱۳۷۹ ش‌؛ عبدالرحمان‌ عمادی‌، «جشن‌ آفریجگان‌ اصفهان‌»، یغما ، سال‌ ۲۷، ش‌۱۰ (دی‌ ۱۳۵۳)، ش‌ ۱۲ (اسفند ۱۳۵۳)؛ جابر عناصری‌، «پانتومیم‌ آرش‌ تیرانداز: لال‌ شیش‌ یا تیر آرش‌»، چیستا ، سال‌ ۱، ش‌ ۷ (اسفند ۱۳۶۰)؛ همو، تجلی‌ دوازده‌ ماه‌ در آئینه‌ اساطیر و فرهنگ‌ عامه‌ ایران‌ ، مرند ۱۳۷۴ ش‌؛ ابوالقاسم‌ فردوسی‌، شاهنامه‌ فردوسی‌ ، چاپ‌ برتلس‌ و دیگران‌، مسکو ۱۹۶۳ـ۱۹۷۱؛ زکریابن‌ محمد قزوینی‌، عجائب‌ المخلوقات‌ و غرائب‌ الموجودات‌ ، بیروت‌: دارالشرق‌ العربی‌، [ بی‌تا. ] ؛ همان‌ (تحریر فارسی‌)، چاپ‌ نصراللّه‌ سبوحی‌، [ تهران‌ ] ۱۳۶۱ ش‌؛ قلقشندی‌؛ حسن‌بن‌ محمد قمی‌، کتاب‌ تاریخ‌ قم‌ ، ترجمه‌ حسن‌بن‌ علی‌ قمی‌، چاپ‌ جلال‌الدین‌ طهرانی‌،تهران‌ ۱۳۶۱ ش‌؛ محمدصالح‌ کنبو، عمل‌ صالح‌، الموسوم‌ به‌ شاه‌ جهان‌نامه‌ ، ترتیب‌ و تحشیه‌ غلام‌ یزدانی‌، چاپ‌ وحید قریشی‌، لاهور ۱۹۶۷ـ۱۹۷۲؛ محمد صادق‌کیا، واژه‌نامه‌ طبری‌ ، تهران‌ ۱۳۲۷ ش‌؛ عبدالحی‌بن‌ ضحاک‌ گردیزی‌، زین‌الاخبار ، چاپ‌ عبدالحی‌ حبیبی‌،چاپ‌ افست‌ تهران‌ ۱۳۴۷ ش‌؛ مظفربن‌ محمدقاسم‌ گنابادی‌، شرح‌بیست‌ باب‌ ملامظفر (در باره‌ رساله‌ بیست‌ باب‌ در معرفت‌تقویم‌ اثر عبدالعلی‌بن‌ محمد بیرجندی‌)، چاپ‌ سنگی‌ [ بی‌جا ] ۱۲۷۶؛ عبدالحمید لاهوری‌، بادشاهنامه‌ ، چاپ‌ کبیرالدین‌ احمد و عبدالرحیم‌ متعلقین‌، کلکته‌ ۱۸۶۷ـ ۱۸۶۸؛ ماه‌ فروردین‌ روز خرداد (متن‌پهلوی‌)، ترجمه‌ فارسی‌ با واژه‌نامه‌ از صادق‌کیا، تهران‌ ۱۳۳۲ ش‌؛محمد محیط‌ طباطبائی‌، «سیزده‌ نوروز»، دنیای‌ سخن‌ ، ش‌ ۶۳ (بهمن‌و اسفند ۱۳۷۳)؛ محمدبن‌ احم

مطالب مرتبط

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

پر بازدید ترین اخبـــار

آخریــــن اخبـــــار

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x