عبارت – علیرضا تیموری یانسری: بعضی شبها، در دادگاه فوتبال، زمان بیرحمانه حکم صادر میکند. پرتغال، از میان آتش عبور کرد. آمار، روایت یک برتری نسبی را فریاد میزد؛ ۶۰ درصد مالکیت، امید گل ۲.۲۰، لمسهای بیشتر در محوطه جریمه حریف و کنترل جریان بازی. اما پشت این اعداد، حقیقت دیگری پنهان بود؛ تنها سه شوت در چارچوب، مقابل شش ضربه دقیق کرواسی. کرواسیای که برخلاف داشتن ۴۰ درصد مالکیت و امید گل ۱.۳۴، خطرناکتر، مستقیمتر و کشندهتر بازی کرد. گویی یک تیم، فوتبال را در اختیار داشت و دیگری، مرگ را.
تا دقیقه ۹۴، مرز میان حذف و بقا فقط چند سانتیمتر بود؛ همان چند سانتیمتری که گل گونسالو راموس را به دیرترین گل پیروزیبخش تاریخ پرتغال تبدیل کرد و لحظاتی بعد، سنسور توپ با سردیِ یک ماشین، آخرین رؤیای کرواسی را از آن سوی خط بیرون کشید. در این شب، احساس شکست خورد؛ فناوری جدید وار، آخرین نویسنده سرنوشت بود.
اما داستان واقعی، روی چهره مردانی نقش بست که سالها شانههای فوتبال جهان را حمل کرده بودند. کریستیانو رونالدو با زدن گل شماره ۹۷۶، نخستین گلش در مراحل حذفی جام جهانی و رکورد مسنترین گلزن این مرحله، بار دیگر ثابت کرد افسانهها پیش از خاموشی، آخرین جرقههایشان را باشکوهتر میزنند. با این حال، تصویر ماندگار شب، نه شادی گل او، بلکه قدمهای آرامش با دو پیراهن بر تن و پیراهن دیوگو ژوتای فقید در رختکن بود؛ انگار پیروزی هم نتوانسته بود سوگ ژوتا را در سالروز مرگ ناگهانیاش از این تیم جدا کند.
آنسو، لوکا مودریچ ایستاده بود؛ مردی که با ۲۰۲ بازی ملی، چهار حضور در جام جهانی و پنج یورو، چند عصر کامل فوتبالی را زندگی کرده بود و حالا با نگاهی خیره به نقطهای دور، تماشاگر بستهشدن درِ دوران خودش بود. آغوش رونالدو و مودریچ، همچون ملاقات دو ساعت شنی بود که شنهایشان رو به پایان است. آن شب، زمان بزرگترین پیروز میدان بود.
بازی بعدی، مرحله یکهشتمپایانی، دوشنبه، ۲۲:۳۰ به وقت تهران، برای کریستیانو رونالدو، شاید آخرین رقص او در بزرگترین صحنه فوتبال باشد. اگر پرتغال از اسپانیا هم عبور کند، افسانه چند روز دیگر ادامه پیدا میکند؛ اما اگر نه، سوت پایان، همزمان پایان آخرین جام جهانی مردی خواهد شد که دو دهه، فوتبال جهان را وادار کرد ایستاده تشویقش کند.








