ما مردم مازندران، مردمی هستیم که خوب میشناسیم و خوب میفهمیم چه کسی فقط حرف میزند و چه کسی پای کار میایستد.
ما و پدرانمان سالها وعده شنیدهایم، کلنگهایی دیدهایم که گاهی در خاک ماندهاند و پروژههایی که نیمهکاره، به بخشی از منظره تکراری زندگیمان تبدیل شده بودند. مشکلاتی داشتیم که آنقدر قدیمی شده بودند که گویی قرار است برای همیشه با ما بمانند؛ از پسماند و دغدغههای محیطزیستی گرفته تا توسعه نامتوازن و چشمانتظاری مردم برای تصمیمهای بزرگ.
اما گاهی یک مدیر میآید که تصمیم میگیرد به جای نشستن پشت میز، پای مسئله بایستد.
دکتر مهدی یونسی رستمی، برای بسیاری از ما دانشجویان مازندرانی مقیم تهران در این ماهها، بیش از آنکه یک عنوان اداری باشد، نمادی از عملگرایی، شجاعت و دلسپردگی به مازندران بوده است؛ مدیری که نشان داد میشود هم اهل تصمیم بود و هم اهل میدان و هم مایه سربلندی هم استانیها در سراسر کشور.
امروز هرگاه در دانشگاه کسی میفهمد ما مازنی هستیم، لهجه ما را با تمثیل سریال پایتخت مسخره نمیکند، بلکه میگوید: دم استاندار شما گرم!
آقای استاندار وقتی شجاعانه از زنان این سرزمین دفاع کردید، وقتی در تلویزیون صادقانه بابت کاستی های گذشتگان از مردم عذرخواهی کردید و آنگاه که گفتید من وعده بدون عمل نمیدهم، قلب ما جوانان مازندرانی را تسخیر نمودید.
ما میخواهیم بگوییم دکتر یونسی به خوبی میداند مازندران فقط شهرهای بزرگش نیست؛ مازندران یعنی روستاهایی که در دامنههای البرز نفس میکشند، یعنی کشاورزانی که دستهایشان بوی خاک میدهد، یعنی جوانانی که برای ساختن آینده چشم به فرصت دارند، یعنی زنانی توانمند که باید بیش از گذشته در مدیریت و توسعه استان دیده شوند.
فرصت دادن به جوانان و بانوان، یکی از همان نشانههایی است که به ما میگوید نگاه او تنها به امروز نیست؛ نگاهش به فردای مازندران است. به نسلی که باید میدان پیدا کند، مسئولیت بگیرد، اشتباه کند، تجربه بیاموزد و فردای این استان را بسازد.
اما شاید آنچه بیش از همه در نگاه مردم برجسته شده، همان روحیهای باشد که نمیگذارد کارهای بزرگ روی زمین بمانند. پروژههای نیمهتمام، برای او صرفاً پروندههایی روی میز نبودند؛ هر پروژه نیمهکاره، وعدهای بود که به مردم داده شده و باید به سرانجام میرسید.
و چه مسئلهای تلختر و قدیمیتر از پسماند مازندران؟سالها زباله در این استان سرسبز، زخمی بر پیکر طبیعت بود؛ زخمی که گاهی همه دربارهاش حرف میزدند، اما درمانش دشوار و پرهزینه و پر از تصمیمهای عقبافتاده بود. ورود جدی به این مسئله و تلاش برای شکستن این بنبست قدیمی، برای ما فقط یک اقدام مدیریتی نیست؛ دفاع از جنگل، رودخانه، روستا و آینده فرزندان ماست.
در روزهای سخت و پرالتهاب جنگ نیز، آنچه مردم از یک مدیر انتظار دارند، فقط جلسه و بخشنامه نیست؛ تصمیم فوری، حضور، شجاعت و مسئولیتپذیری است. مدیری که در لحظههای حساس بتواند تصمیم بگیرد و از زیر بار مسئولیت شانه خالی نکند.
دکتر یونسی رستمی نشان داده است که به کار گروهی و نگاه علمی و دانشگاهی باور دارد؛ اینکه توسعه با یک نفر و یک اتاق و یک تصمیم ساخته نمیشود. مازندران برای عبور از مشکلات پیچیدهاش به دانشگاه، نخبگان، مدیران، بخش خصوصی، جوانان، زنان و همه دلسوزانش نیاز دارد؛ و شاید یکی از مهمترین ویژگیهای یک مدیر موفق همین باشد که بداند «همه چیز را همه با هم میتوانند».
او میتوانست در بخش خصوصی بماند و از درآمد و موقعیت قابل توجه خود دل نکند؛ اما راه دیگری را انتخاب کرد: آمدن به دولت برای خدمت به سرزمینی که دوستش دارد. و این انتخاب، وقتی معنا پیدا میکند که با عشق به مردم و مازندران همراه باشد.
عشق او به دولت و همراهی و ارادتش به رئیسجمهور نیز برای مردم مازندران، زمانی ارزشمندتر است که این همراهی را در مسیر پیگیری مطالبات استان ببینند؛ اینکه مازندران در دولت شنیده شود، دیده شود و سهم خود را از توسعه کشور بگیرد.
و البته، همه میدانیم که راه خدمت همیشه هموار نیست.








