گروه اقتصاد- عالین نجاتی: بازار سرمایه ایران در آستانه یکی از مهمترین رویدادهای سالهای اخیر خود آنهم در هفتهی دولت قرار گرفته است: عرضه اولیه سهام گروه پتروشیمی تابان فردا، یکی از بزرگترین مجموعههای سرمایهگذاری صنعت پتروشیمی و از زیرمجموعههای اصلی گروه سرمایهگذاری اهداف، که از زمان آغاز بهکار مهدی عبوری بعنوان مدیرعامل شاهد جهشهای چشمگیری بوده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده از سوی مسئولان بازار سرمایه، «تابان فردا» از نظر ارزش ریالی عرضه قرار است بزرگترین عرضه اولیه تاریخ بازار سرمایه ایران باشد. مدیر پذیرش بورس تهران نیز این عرضه را بزرگترین عرضه اولیه تاریخ بازار اعلام کرده است.
درهمین راستا دکتر مهدی عبوری، مدیرعامل گروه سرمایهگذاری اهداف، عرضه ۵ درصد سهام تابان فردا را یکی از مهمترین اتفاقات بازار سرمایه کشور دانسته و تأکید کرده است که این عرضه میتواند به افزایش عمق بازار، جذب سرمایهگذاران جدید، تقویت ارزش معاملات و رونق بازار سرمایه کمک کند.
اهمیت این اتفاق صرفاً در اندازه یک عرضه اولیه خلاصه نمیشود. «تابان فردا» در واقع نقطه اتصال سه موضوع مهم است: بازار سرمایه، صنعت پتروشیمی و داراییهای صندوقهای بازنشستگی صنعت نفت. به همین دلیل، موفقیت آن میتواند فراتر از یک نماد بورسی، برای ساختار تأمین مالی اقتصاد ایران آنهم در شرایط پساجنگ پیام داشته باشد.

اعداد کلیدی عرضه «تابان فردا»
بر اساس گزارشهای تحلیلی رقم ۴۲ همت در گزارشهای اولیه رسانهای برای عرضه ۵ درصد سهام مطرح شده است؛ با این حال، باید میان این رقم و معامله ۵ درصدی تابان فردا با گروه توسعه مالی مهرآیندگان تفاوت قائل شد. معامله «ومهان» برای خرید ۵ درصد سهام تابان فردا در خرداد ۱۴۰۵ با ارزش حدود ۴۲.۵ هزار میلیارد تومان انجام شد و یک معامله خصوصی/بلوکـی بود، نه خود عرضه اولیه عمومی.
همچنین برخی گزارشها ارزشگذاری کل تابان فردا را در محدوده ۱۱۰۰ همت برآورد کردهاند. بنابراین بهتر است رقم نهایی ارزش عرضه را بر اساس اطلاعیه نهایی بورس و قیمت کشفشده سنجید، نه صرفاً بر اساس گزارشهای مقدماتی. اما آنچه انکارناپذیر مینماید اهمیت راهبردی و میزان ارزش عرضه سهام است که عملا بازار سرمایه در ایران را وارد فاز جدیدی میکند.
.
چرا «تابان فردا» یک عرضه اولیه معمولی نیست؟
عرضه اولیه عموماً به معنای ورود یک شرکت خصوصی یا غیربورسی به بازار سرمایه است؛ اما اهمیت تابان فردا از چند جهت بیشتر است.
تا پیش از این، عرضه اولیههایی مانند شستا در سال ۱۳۹۹، یکی از مهمترین رکوردهای بازار سرمایه ایران محسوب میشد. در عرضه اولیه شستا، ۸ میلیارد سهم معادل ۱۰ درصد سهام شرکت عرضه شد و در زمان خود به عنوان بزرگترین عرضه اولیه تاریخ ایران شناخته شد. این عرضه همچنین حدود ۶۸۸ هزار میلیارد ریال به ارزش بازار بورس افزود، اما اکنون تابان فردا قرار است از نظر ارزش ریالی از رکوردهای قبلی عبور کند.
تابان فردا یک شرکت کوچک یا تکپروژهای نیست؛ بلکه یک هلدینگ بزرگ در زنجیره پتروشیمی و انرژی است و مهمترین داراییهای آن به یکی از مهمترین بخشهای اقتصاد ایران، یعنی انرژی و پتروشیمی، مرتبط است.
بعلاوه گروه سرمایهگذاری اهداف در ساختار مالکیتی صندوقهای بازنشستگی صنعت نفت قرار دارد و عرضه تابان فردا عملاً بخشی از فرآیند شفافسازی، ارزشگذاری و بازارپذیر کردن داراییهای این مجموعه است. گزارشهای منتشرشده نیز تأکید کردهاند که اهداف مالک ۱۰۰ درصدی تابان فردا پیش از واگذاریهای اخیر بوده است.
بنابراین عرضه تابان فردا را باید بخشی از یک استراتژی بزرگتر دانست: یعنی تبدیل داراییهای بزرگ و بعضاً غیرشفاف به داراییهایی که قیمت بازار، نقدشوندگی و امکان ارزیابی عمومی دارند.

مهدی عبوری و نگاه راهبردی به عرضه تابان فردا
مهدی عبوری از ابتدای حضور خود در گروه سرمایهگذاری اهداف، بر سه محور تأکید کرده است: تکمیل پروژههای نیمهتمام، افزایش بهرهوری داراییها و حرکت به سمت بازار سرمایه و تأمین مالی مدرن.
او با اگاهی از اهمیت این عرضه درباره عرضه تابان فردا گفته است که این اقدام میتواند موجب افزایش عمق بازار به منظور رشد داراییها و کاهش ریسک پذیری،جذب سرمایهگذاران جدید و مشتاق، افزایش ارزش معاملات و رونق متفاوت بازار سرمایه زیر سایه تهدیدهای اقتصادی دشمن شود.
همچنین تأکید عبوری بر اینکه بورس امروز بیش از هر زمان دیگری به معاملات بزرگ، بنیادی و داراییمحور نیاز دارد، مؤید این حقیقت است که این مدیرعامل جوان چشماندازی مؤثر برای این عرضه درنظر دارد و قرار است از آن بعنوان سکوی پرشی برای افزایش تأثیر هلدینگ اهداف در بازار سرمایه استفاده کند.
این نگاه اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا عرضه تابان فردا را نباید صرفاً فروش بخشی از یک دارایی دانست. فلسفه اقتصادی آن، ایجاد یک دارایی بزرگ، شفاف و قابل معامله برای بازار سرمایه است.
از منظر مدیریت پرتفوی نیز “هلدینگ اهداف” پیشتر اعلام کرده بود که واگذاری بخشی از سهام تابان فردا در راستای کاهش تمرکز پرتفوی، آزادسازی ارزش داراییها و تأمین منافع پایدار برای بازنشستگان صنعت نفت انجام شده است. اهدافی که به تجمیع منافع طبقات مختلف اجتماعی و اقتصادی و تقویت پشتوانهی مالی بازنشستگان صنعت نفت میانجامد.
چرا بازار به این عرضه توجه دارد؟
یکی از دلایل جذابیت عرضه، پشتوانه دارایی و سودآوری شرکت است. طبق اظهارات دکتر مهدی عبوری در سال ۱۴۰۴، گروه پتروشیمی تابان فردا در سال مالی منتهی به ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ به سود خالص حدود ۲۱ هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان دست یافته است. عبوری این رقم را یکی از نشانههای جایگاه بالای تابان فردا در میان مجموعههای غیربورسی صنعت پتروشیمی دانسته بود. زیرا این موضوع از دو جهت اهمیت دارد:
ارزشگذاری شرکت پشتوانه عملیاتی دارد و صرفاً بر مبنای داراییهای روی کاغذ نیست.
ورود چنین شرکتی به بورس، امکان مقایسه مستمر ارزش بازار آن با ارزش داراییها، سودآوری و عملکرد شرکتهای مشابه را فراهم میکند.
البته برای سرمایهگذار، بزرگی شرکت بهتنهایی به معنای ارزندگی سهم نیست. پس از عرضه، عواملی مانند قیمت کشفشده، نسبت قیمت به سود، NAV، کیفیت سود، وضعیت پروژهها، قیمت جهانی محصولات پتروشیمی، نرخ ارز و سیاستهای انرژی کشور تعیینکننده خواهند بود.
.
مقایسه با عرضههای تاریخی مهم بورس ایران
شستا؛ رکورد تاریخی یک دوره
عرضه اولیه سرمایهگذاری تأمین اجتماعی «شستا» در فروردین ۱۳۹۹ یکی از تاریخیترین عرضههای بورس ایران بود.
در آن عرضه: ۸ میلیارد سهم، معادل ۱۰ درصد شستا عرضه شد و قیمت کشفشده هر سهم ۸۶۰ تومان بود که حدود ۶۸۸ هزار میلیارد ریال به ارزش بازار بورس اضافه کرد. شستا همچنین در زمان عرضه با استقبال بسیار گسترده سرمایهگذاران مواجه شد.
سیمان تأمین و رکورد مشارکت
در سال ۱۳۹۹ موج عرضههای اولیه به اوج خود رسید و در عرضه شرکت سرمایهگذاری سیمان تأمین، بیش از ۴.۴۸ میلیون نفر برای خرید سهام درخواست ثبت کردند؛ رکوردی که نشاندهنده ظرفیت عظیم بازار سرمایه برای جذب سرمایهگذاران خرد بود.
«نیشکر»؛ یکی از بزرگترین عرضههای فرابورس
در دی ۱۴۰۳ نیز عرضه اولیه توسعه نیشکر و صنایع جانبی با نماد «نیشکر» انجام شد. حدود ۱۷۱.۵ میلیون سهم، معادل ۱.۵ درصد شرکت، در بازار دوم فرابورس عرضه شد و در زمان خود به عنوان بزرگترین عرضه اولیه تاریخ فرابورس مطرح شد.
این نمونهها نشان میدهند که هر دوره از بازار سرمایه ایران، عرضههای بزرگی داشته است؛ اما ویژگی متمایز تابان فردا این است که رکوردش عمدتاً از مسیر ارزش ریالی معامله و بزرگی ارزش داراییهای پشت عرضه شکل میگیرد.
.
اهمیت تابان فردا برای بورس تهران
افزایش عمق بازار: بازار سرمایه برای توسعه به شرکتهای بزرگ و بنیادی نیاز دارد. ورود یک هلدینگ با اندازه تابان فردا باعث افزایش تنوع گزینههای سرمایهگذاری میشود.
سرمایهگذاران به جای آنکه بخش عمده منابع خود را در تعداد محدودی از نمادهای بزرگ متمرکز کنند، با یک گزینه جدید در صنعت انرژی و پتروشیمی مواجه خواهند بود.
افزایش ارزش معاملات: عرضه اولیه بزرگ، خود یک رویداد بزرگ نقدشوندگی است؛ اما اثر اصلی میتواند در معاملات بعدی شکل بگیرد. اگر تابان فردا به یک نماد فعال و نقدشونده تبدیل شود، حجم معاملات بازار نیز از این مسیر افزایش خواهد یافت.
جذب سرمایهگذاران جدید: عبوری نیز دقیقاً بر همین مسئله تأکید کرده و عرضه تابان فردا را عاملی برای جذب سرمایهگذاران جدید دانسته است، زیرا ورود یک دارایی بزرگ و شناختهشده میتواند حتی سرمایهگذارانی را که به دلیل نبود گزینههای بزرگ و بنیادی از بورس فاصله گرفتهاند، دوباره به بازار بازگرداند.
.
این عرضه چه منفعتی برای سهامداران تابان فردا دارد؟
برای سهامداران، مهمترین مزیت، شفاف شدن قیمت دارایی است. پیش از ورود به بورس، ارزش سهام یک هلدینگ بزرگ میتواند بر اساس ارزشگذاریهای کارشناسی، NAV و معاملات بلوکی تخمین زده شود؛ اما پس از عرضه، قیمت روزانه بازار یک معیار عمومی برای ارزشگذاری ایجاد میکند.
این موضوع چند پیامد دارد:افزایش نقدشوندگی سهام، امکان خرید و فروش آسانتر، افزایش شفافیت اطلاعاتی، الزام به گزارشدهی منظم، افزایش قابلیت مقایسه با سایر شرکتهای بورسی و امکان استفاده از ارزش بازار شرکت برای تأمین مالیهای آینده.
.
اهمیت عرضه تابان فردا برای بازنشستگان صنعت نفت
یکی از مهمترین ابعاد این رویداد، مسئله صیانت از داراییهای بازنشستگان صنعت نفت است. مسئلهای که عبوری بارها بر آن تأکید کرده و گفته است که مدیریت داراییهای صندوقهای بازنشستگی صرفاً به معنای نگهداری دارایی نیست؛ بلکه مسئله اصلی خلق بازده پایدار از داراییها است.
وقتی یک دارایی بزرگ مانند تابان فردا: ارزشگذاری شفاف بورسی و نقدشوندهگی قابل ارزیابی روزانه دارد، امکان مدیریت حرفهایتر پرتفوی نیز افزایش مییابد. از همین منظر، عبوری واگذاری بخشی از تابان فردا را در چارچوب سیاست چابکسازی سبد داراییها و صیانت از منافع بازنشستگان صنعت نفت توضیح داده است.
.
چرا آثار اقتصادی این عرضه فراتر از بورس است؟
اثر اصلی تابان فردا بر اقتصاد کلان را باید در مفهوم تأمین مالی از بازار سرمایه جستوجو کرد. اقتصاد ایران سالها با مشکل وابستگی زیاد بنگاهها به نظام بانکی مواجه بوده است. بازار سرمایه میتواند بخشی از بار تأمین مالی را از دوش بانکها بردارد.
عرضه یک دارایی بزرگ نظیر تابان فردا میتواند به موارد زیر بیانجامد:
۱. سرمایههای سرگردان را به سمت دارایی مولد هدایت کند: اگر بخشی از نقدینگی به جای حرکت به سمت بازارهای غیرمولد، وارد سهام شرکتهای تولیدی و انرژی شود، تخصیص سرمایه به فعالیتهای مولدتر نزدیکتر میشود.
۲. به شفافیت اقتصادی کمک کند: شرکت بورسی ناچار است اطلاعات مالی و عملیاتی خود را طبق الزامات بازار سرمایه منتشر کند.
۳. به مردمیسازی اقتصاد کمک کند: داراییهایی که پیش از این عمدتاً در اختیار یک مجموعه بزرگ نهادی بودند، میتوانند در اختیار تعداد بیشتری از سرمایهگذاران قرار گیرند.
۴. ظرفیت تأمین مالی پروژههای آینده را افزایش دهد: بورسی شدن یک هلدینگ بزرگ میتواند در آینده استفاده از ابزارهایی مانند افزایش سرمایه، انتشار اوراق و سایر روشهای تأمین مالی بازار سرمایه را تسهیل کند.
بنابراین، اثر واقعی عرضه تابان فردا فقط پولی نیست که در روز عرضه جابهجا میشود؛ اثر مهمتر، ایجاد یک زیرساخت دائمی برای ارزشگذاری، نقدشوندگی و تأمین مالی است.
.
تابان فردا در شرایط دشوار اقتصادی و پس از جنگ
اما انچه نباید مغفول بماند این است که این عرضه در یک فضای عادی اقتصادی شکل نگرفته است. بازار سرمایه ایران طی سالهای اخیر همزمان با تورم، نوسانات نرخ ارز، محدودیتهای انرژی، تحریم، کاهش قدرت خرید و شوکهای سیاسی مواجه بوده است. علاوه بر این، بازار سهام در سال ۱۴۰۴ شوک جنگ ۱۲روزه را نیز تجربه کرد و پس از آن برای بازگشت به وضعیت عادی معاملاتی تلاش شد. گزارشهای بازار از بازگشایی معاملات پس از این جنگ و آثار آن بر فضای بورس حکایت دارد. از این منظر، به سرانجام رساندن پروژه عرضه تابان فردا در چنین محیطی، یک دستاورد مدیریتی مهم محسوب میشود.
البته برای دقت تحلیلی باید گفت که عرضه نهایی تابان فردا در سال ۱۴۰۵ و در فضای پساجنگ و استمرار تبعات اقتصادی جنگ انجام میشود؛ بنابراین بهتر است گفته شود این پروژه در دورهای به نتیجه رسیده که بازار سرمایه هنوز در حال بازیابی از شوکهای جنگی و اقتصادی است، نه اینکه کل فرآیند عرضه در روزهای جنگ انجام شده باشد. همین نکته ارزش کار را بیشتر میکند: در شرایطی که بسیاری از پروژههای اقتصادی با تأخیر مواجه میشوند، آمادهسازی یک دارایی بزرگ برای ورود به بازار سرمایه نیازمند هماهنگی گسترده میان شرکت، سهامدار، بورس، سازمان بورس، مشاوران، حسابرسان و نهادهای مالی است.
.
کارنامه مهدی عبوری در اهداف؛ فراتر از یک عرضه اولیه
مهدی عبوری در فوریه ۲۰۲۵ به عنوان مدیرعامل گروه سرمایهگذاری اهداف منصوب شد. از زمان آغاز مدیریت او، چند محور مشخص در کارنامه اهداف قابل مشاهده است.
الف) تمرکز بر تعیین تکلیف پروژههای نیمهتمام
عبوری در ابتدای دوره مدیریت خود اعلام کرد سال ۱۴۰۴ برای اهداف، سال تکمیل پروژههای ناتمام خواهد بود. در همین چارچوب، گروه اهداف برای پروژههای پتروشیمی کنگان، نگین مهستان و سروش مهستان حمایت مالی در نظر گرفت و برنامه فعالسازی جبهههای کاری و تسریع عملیات را مطرح کرد. این رویکرد از نظر اقتصادی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا پروژه نیمهتمام علاوه بر خواب سرمایه، هزینه فرصت بالایی ایجاد میکند.
ب) به بهرهبرداری رسیدن NGL 3100 دهلران
یکی از مهمترین رویدادهای دوره مدیریت عبوری، به بهرهبرداری رسیدن پروژه NGL 3100 دهلران بود. طبق گزارشهای منتشرشده، این پروژه با سرمایهگذاری حدود ۱.۶ میلیارد دلار و ظرفیت فرآورش روزانه حدود ۲۴۰ میلیون فوت مکعب گاز به بهرهبرداری رسید. همچنین محصولاتی مانند اتان و LPG برای زنجیره پتروشیمی تولید میکند. این پروژه از منظر اشتغال نیز قابل توجه است؛ در دوره ساخت بیش از ۴۵۰۰ فرصت شغلی ایجاد کرده و برای دوره بهرهبرداری نیز حدود ۱۵۰۰ شغل مستقیم و بیش از ۳۰۰۰ شغل غیرمستقیم پیشبینی شده است.
ج) حرکت به سمت چابکسازی پرتفوی
واگذاری ۵ درصد تابان فردا به «ومهان» با ارزش حدود ۴۲.۵ همت نیز بخشی از سیاست چابکسازی سبد داراییهای اهداف بود. این اقدام از نظر مدیریت دارایی مهم است؛ زیرا هلدینگها نباید الزاماً تمام داراییهای خود را تا بینهایت نگهداری کنند. گاهی آزادسازی بخشی از ارزش یک دارایی بزرگ و انتقال سرمایه به فرصتهای جدید، بازده پرتفوی را افزایش میدهد.
د) توسعه نگاه بازار سرمایهای
مجموع اقدامات مرتبط با تابان فردا نشان میدهد اهداف در دوره عبوری صرفاً به نگهداری داراییها اکتفا نکرده و به سمت بازارپذیر کردن، ارزشگذاری و نقدشوندگی داراییها حرکت کرده است. این تغییر پارادایم، یکی از مهمترین ویژگیهای مدیریت هلدینگهای مدرن است.
عرضه اولیهای در این مقیاس محصول کار یک تیم است و به همکاری مجموعهای از نهادها ازجمله سازمان بورس، بورس تهران، هیأتمدیره و مدیران اهداف، تابان فردا، مشاوران پذیرش و عرضه، حسابرسان، ارزیابان و سایر نهادهای مالی نیاز دارد، به همین دلیل است که حضور مهدی عبوری بعنوان یک لیدر قدرتمند با توانایی هماهنگی بینبخشی اهمیت دوچندانی پیدا میکند. بنابراین نقش مدیرعامل در ایجاد هماهنگی، تعیین اولویت، حل موانع، تصمیمگیری سریع و حفظ تمرکز سازمانی بسیار تعیینکننده است.
از این زاویه، عملکرد عبوری را میتوان نمونهای از مدیریت پروژهمحور در یک هلدینگ بزرگ دانست.
.
چرا عرضه تابان فردا میتواند نقطه عطف باشد؟
اگر این عرضه با موفقیت انجام شود، چهار پیام مهم برای بازار خواهد داشت:
پیام اول: بازار سرمایه ایران هنوز ظرفیت پذیرش معاملات بسیار بزرگ را دارد.
پیام دوم: داراییهای بزرگ صندوقهای بازنشستگی میتوانند بهتدریج شفافتر و بازارپذیرتر شوند.
پیام سوم: شرکتهای بزرگ صنعت انرژی میتوانند نقش پررنگتری در بازار سرمایه داشته باشند.
پیام چهارم: در شرایط سخت اقتصادی نیز میتوان پروژههای بزرگ بازار سرمایه را به نتیجه رساند.
مدیرعامل بورس تهران نیز از برنامهریزی برای عرضههای اولیه متعدد در سال ۱۴۰۵ خبر داده است، بنابراین تابان فردا میتواند در کنار سایر عرضهها، بخشی از موج جدید توسعه بازار اولیه ایران باشد.
.
تابان فردا را باید در سه سطح بازار سرمایه، صندوقهای بازنشستگی و اقتصاد ملی تحلیل کرد.
یک عرضه بزرگ میتواند عمق، ارزش معاملات، تعداد گزینههای سرمایهگذاری و اعتماد به ظرفیت بازار سرمایه را افزایش دهد.
همچنین ورود دارایی به بورس، امکان ارزشگذاری شفافتر و مدیریت حرفهایتر سرمایههای بازنشستگان صنعت نفت را فراهم میکند.
علاوه بر اینها بورسی شدن داراییهای بزرگ میتواند سرمایههای خرد و نهادی را به سمت شرکتهای مولد، انرژی و صنعت هدایت کند و وابستگی تأمین مالی اقتصاد به بانکها را کاهش دهد.
به همین دلیل، ارزش واقعی این رویداد را نباید فقط با عدد «۴۲ همت» سنجید. ارزش واقعی تابان فردا در ایجاد یک دارایی بزرگ، شفاف، قابل معامله و قابل ارزیابی برای بازار سرمایه ایران است.
.
نمونه عبوری برای جوانگرایی و آینده هلدینگهای مالی
در نهایت، تجربه تابان فردا یک بحث مهمتر را نیز به میان میآورد: نقش مدیران جوان، پرکار، خوشفکر و عملگرا در مدیریت هلدینگهای مالی و سرمایهگذاری.
اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به مدیرانی نظسر عبوری نیاز دارد که بتوانند از «مدیریت دارایی» به سمت خلق ارزش از دارایی حرکت کنند.
مدیری که صرفاً دارایی را نگه میدارد، مدیر یک پرتفوی است؛ اما مدیری که دارایی را شناسایی، ارزشگذاری، تکمیل، وارد بازار سرمایه و سپس برای منابع آزادشده فرصت سرمایهگذاری جدید ایجاد میکند، در واقع مدیر یک چرخه خلق ارزش است.
از این منظر، تجربه مدیریتی مهدی عبوری در اهداف، با تمرکز بر تکمیل پروژههای نیمهتمام، به بهرهبرداری رساندن پروژههایی مانند NGL 3100، چابکسازی پرتفوی و رساندن تابان فردا به آستانه عرضه اولیه، نمونهای قابل توجه از این رویکرد است. (اویک)
البته جوانگرایی بهتنهایی کافی نیست. مدیر جوان زمانی میتواند برای اقتصاد ارزشآفرین باشد که در کنار تخصص مالی، جسارت تصمیمگیری، پاسخگویی، شفافیت، کار تیمی و نگاه بلندمدت قرار گیرد.
اگر این نسل از مدیران بتوانند چنین رویکردی را در هلدینگهای بزرگ کشور نهادینه کنند، نتیجه فقط افزایش سود یک شرکت نخواهد بود؛ بلکه میتواند به: افزایش بهرهوری سرمایه؛ فعال شدن پروژههای نیمهتمام؛ توسعه بازار سرمایه؛ افزایش شفافیت داراییها؛ تأمین مالی پروژههای بزرگ؛ افزایش اشتغال، کاهش فشار بر منابع بانکی و در نهایت افزایش ظرفیت رشد اقتصادی کشور بیانجامد
تابان فردا از این منظر فقط یک نماد جدید در بورس نیست؛ یک آزمون برای این ایده است که آیا میتوان داراییهای بزرگ کشور را از سرمایههای راکد و کمنقدشونده به سرمایههای شفاف، مولد و قابل معامله تبدیل کرد یا خیر.
و اگر این عرضه در شرایط دشوار اقتصادی و در سایه آثار جنگ و بیثباتیهای اخیر با موفقیت انجام شود، میتواند یک پیام روشن برای بازار داشته باشد: حتی در دورههای سخت نیز، مدیریت حرفهای دارایی و تأمین مالی از مسیر بازار سرمایه میتواند موتور خلق ارزش و رشد اقتصادی باشد.








