جنگ‌نوشت‌های عالین نجاتی

جنگ‌نوشت‌های عالین نجاتی؛ روز بیست‌وششم/ وطن‌پرستی

عالین نجاتی: روز بیست و ششم جنگ است و تعداد روزهای سال جدید به تعداد انگشتان یک دست رسیده. به آسمان خیره میشوم؛ شبیه همه‌چیز هستند جُز خودشان‌؛ ابرها. یکی انگار مادری است که چشمانش را بسته و دعا می‌خواند و توده‌ای دیگر از ابرها

جنگ‌نوشت‌های عالین نجاتی؛ روز بیست‌وپنجم/ خونِ کودکان، چون خونِ کودکان

عالین نجاتی: روز بیست و پنجم جنگ و چهارمین روز سال جدید است و همه‌ی نگاه‌ها به پاکستان و محمدباقر قالیباف. همانطور که پیش‌بینی می‌شد ترامپ بهانه‌ای آورد و به‌قول خودش شلیک به روشنایی را به تأخیر انداخت. او نمی‌داند که برق ظاهری ایران با

جنگ‌نوشت‌های عالین نجاتی؛ روز بیست و سوم/ امیدی که مرا سرپا نگه داشته است

عالین نجاتی: روز دوم عید است و روز بیست و سوم جنگ، هوا در «ساری» مثل لبخند کودکی بازیگوش که اصلا نمی‌داند جنگ چیست زلال و زیباست، اما مردم مانند خواب‌زده‌گان در حفره‌ی‌ عمیق بلاتکلیفی گیر‌افتاده‌اند. هرچند زندگی همچنان جریان دارد و شکوفه‌های بهارنارنج بی‌خبر